‏نمایش پست‌ها با برچسب دانشگاه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دانشگاه. نمایش همه پست‌ها

نامم دانشجوست، تقدیم به تمام دوستان دربندم

۱۳۸۸ آذر ۱۶, دوشنبه



امروز روز من بود، روز دانشجو، روزی که نیم قرن است به نامم شده است و هر سال خاطره ای درد آور را به یادمان میاورد. روز دانشجو که بزرگ داشت یاد سه آذر اهورایی است، این سال ها هزاران آذر اهورایی را به خود دیده است. امروز روز من بود، دانشجویی که حتی حق تحصیل ندارد، حق ورود به دانشگاه، به خانه اش ندارد. روزی که هیچ کس جرات ندارد بگوید دانشجو است. امروز روز دانشجوست، دانشجویی که هر روز نامی جدید می گیرد، مزدور، خیانت کار، خود فروخته، عامل بیگانه، جاسوس، اغتشاش گر، این روزها هم که به جمع خس و خاشاک پیوسته. نمی دانم این القاب تا کی ادامه دارد و من باید به اتکای همین القاب از دانشگاه رانده شوم و هر از گاهی سر از زندان در آورم.

امروز اوین دانشگاهیست پر از دانشجویانی که حق ورود به خانه خود ندارند، امروز دوستان بسیاری از ما باید روز دانشجو را پشت میله های زندان جشن بگیرند، امروز بسیاری از آن ها باید روزشان را با سوال و جواب های بازجو شب کنند.

دانشجو روزت مبارک

+ یاد دوستان در بندمان را پاس می داریم، سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، مهرداد بزرگ، فرزان رئوفی، احسان دولت شاه، سینا شکوهی، میلاد اسدی، عباس حکیم زاده، محمد صادقی، حسن اسدی زید آبادی، سلمان سیما و ... .

+ فعالین دانشجویی بسیاری نیز هستند که باید به آن ها تبریک گفت، اما دیوارهای زندان مانع اند، عبدالله مومنی و احمد زیدآبادی.

+ امروز مجید توکلی بار دیگر بازداشت شد، نمی دانم تا کی باید برای دیدار دوباره اش منتظر باشیم


+ خوب به هر حال من هم امروز هدیه روز دانشجوم رو گرفتم، وبلاگم فیلتر شد!

Read more...

به نام آزادی، به نام دانشجو

۱۳۸۸ آذر ۱۵, یکشنبه




در آستانه 16 آذر هستیم، روزی که از آذر 1332 رنگ بوی تازه ای گرفت، خون سه دانشجو در راه آرمان خواهی دانشجویان ریخت و تا امروز، پیام دادخواهی دانشگاه را فریاد می زند. از 16 آذر تنها نامی باقی نمانده است بر خیابانی در شهری به وسعت تهران، بیم و هراس اقتدارگرایان نیز از همین روست.

کمتر از یک روز تا 16 آذر باقی است و دوستان بسیاری در بندند، دانشجویانی که تنها جرمشان اندیشیدن و آزادی خواهیست. آزادی، آزادی، واقعیتی که خدا به آدمی ارزانی داشت، حتی به قیمت رانده شدن از بهشت، حال زندان و حبس و تعلیق و اخراج، تنها سنگ های کوچکی هستند بر این راه.

به نام آزادی آغاز می کنم، که انسان آزاد زاده شد و آزاد زیست و از ابتدای خلقت برای آن جنگید. یاد دوستانی را پاس می دارم که آزادانه زندگی می کنند، آزادانه می اندیشند و هیچ بندی آن ها را اسیر نمی کند که هیچ، آزاده تر بار می آورد.


هنوز دوستانم در زندانند و تنها مونسشان دیوارهای گچی و بتنی اوین است، تنها هم دمشان بازجویانی هستند که می خواهند اعتراف

بگیرند، می خواهند دانشجویان اعتراف کنند که دیگر آزاد نیستند، اما «زهی خیال باطل، زهی

تصور محال» آن هایی که بدنشان به بند کشیده شده، پیش از این بسیار فریاد زده اند که آزادند وآزاده اند. پس در این روز که

روز آن هاست، روزی که برای آزادی خون های بسیار دادند، روزی که برای آزادی همه ی هستی و نیستیشان را گذاشتند و چقدر جایشان در بین ما خالیست، هرگز شما جمله از دهان آن ها جز آزادی نخواهید شنید.

ماه هاست که عبدالله مومنی در زندان است، به جرم آزادی خواهی و هرچقدر هم که به دروغ اعتراف کند که دیگر آزاده نیست، خود می داند که آزاد است و آزاده است، هرچقدر در دادگاه های قرون وسطایی فریاد بزند که زمین گرد نیست، زمین نمی چرخد، باز زیر لب می گوید، زمین گرد است و می چرخد. آقایان، این جا 1984 جرج ارول نیست، هیچ کس شما را باور نخواهد کرد. آن ها را رها کنید و کمی

بیاندیشید.


روز دانشجو خجسته و گرامی

+ سورنا هاشمی، سینا شکوهی، علیرضا موسوی، مهرداد بزرگ، فرزان رئوفی و احسان دولتشاه، نزدیک به دو هفته است که به اجبار به در سلول خود می نگرند و نوبت خود را انتظار می کشند.


+عبدالله مومنی و احمد زیدآبادی هنوز در بند هستند، فراموششان نکنیم، که تنها به جرم من و شما زندانیند.


+ سلمان سیما، هنوز زخم هایش درد می کند، مرهمش گذاریم.


+ عباس حکیم زاده، دوباره دربند شد، بی هیچ جرمی، نگرانم!

Read more...

تحصیل،حقی برای همه نیست

۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

در روز جهانی کودک، نکته قابل توجه و تاملی در جشن هایی که به مناسبت این روز در مدارس، مهدکودک ها و حتی ارگان های دولتی دیده می شد، شعاری بود بر گرفته از بیانیه جهانی حقوق بشر که در آن بر حق تحصیل تمامی اقشار، به دور از تفاوت های رنگی، نژادی، اعتقادی و ... اشاره می کرد.

اما از زمان روی کار آمدن دولت مهرورز، و به ویژه از ابتدای سال تحصیلی 1385، این حق اولیه افراد به صورت گسترده نادیده گرفته شد، و با عنوان دلایل مختلف مانند، عدم صلاحیت عمومی، ستاره دار کردن دانش جویان در کنکور مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری، احکام سنگین کمیته های انضباطی، جلوگیری از ثبت نام اقلیت های دینی و مذهبی و ... این حق اولیه از بسیاری از دانش جویان این کشور گرفته شد و در سال جاری با اجرای گسترده تر طرح هایی مانند بومی سازی، تفکیک جنسیتی و ... بسیاری دیگر از دانش آموزان و دانش جویان این کشور را به طور کامل و یا به طور نسبی از تحصیل باز داشت.

از سال 85 و با شروع کار دولت نهم، بسیاری از دانش جویان مقطع کارشناسی از تحصیل در مقاطع بالاتر به دلیل فعالیت های صنفی، سیاسی و حقوق بشری خود بازماندند و هر سال با عناوین گوناگون از قبیل ستاره دار شدن، عدم احراز صلاحیت عمومی و ... از ثبت نام آن ها در دانشگاه ها جلوگیری شد. اما با جدی تر شدن این طرح و با شدت گرفتن برخورد دولت نهم با هرنوع صدای مخالف به ویژه در دانشگاه ها، با صدور احکام گوناگون انضباطی از سوی مسئولین منتصب دولت، بسیاری دیگر از دانشجویان به صورت موقت از تحصیل بازماندند.

بر اساس بند 26 بیانیه جهانی حقوق بشر، هر شخص با هر عقیده و با هر رنگ، نژادو زبان حق تحصیل دارد. در این بند متذکر می شود که آموزش و پرورش، و دست كم آموزش ابتدايي و پايه، بايد رايگان باشد و آموزش ابتدايي اجباري است. و در ادامه بیان می دارد که دست يابي به آموزش عالي بايد با تساوي كامل براي همه امكان پذير باشد تا هركس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.

اما با اجرای طرح بومی گزینی و تفکیک جنسیتی که به صورت گسترده در کنکور سال 87 اجرا شد، بسیاری از استعدادهای کشور تنها به واسطه دوری از دانشگاه های معتبر کشور نتوانستند در این دانشگاه ها راه یابند و دولت نیز در جواب اعتراض این جمعیت کثیر، با استفاده از قدرت خبر رسانی خبرگزاری ها و نشریات دولتی، اعم از روزنامه، رادیو و تلوزیون سعی در دیگرگون جلوه دادن این مساله کرد و بسیاری از مردم که از این واقعیت به دور هستند و دسترسی به رسانه های آزاد و به خصوص اینترنت ندارد، تنها بر اساس دروغ پراکنی های رسانه ها، این عده از قشر فرهیخته کشور را همانند اراذل و اوباش فرض کرده و حق را دیگر بار به دولت دادند و دولت مردان نیز با سیاه نمایی و تزویر، عامه مردم را فریب داده و به سمت خود کشیده اند.

در بخش دوم بند 26 بیانیه جهانی حقوق بشر، به قسمتی دیگر از حقوق اولیه انسان ها در زمینه آموزش اشاره شده است، در این بند آمده است:

هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايي همه جانبهء شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزاديهاي اساسي باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيري و دوستي ميان تمام ملتها و تمام گروههاي نژادي يا ديني و نيز به گسترش فعاليتهاي ملل متحد در راه حفظ صلح ياري رساند.

اما عناوینی مانند اسلامی کردن دانشگاه ها و جلوگیری از ورود اقلیت های مذهبی و دینی و به ویژه بهاییان به دانشگاه، حق تحصیل آزاد را از بسیاری از هم وطنان ما می گیرد و حضور دین و مذهب را نه تنها در دولت که در فضای آزادی مانند دانشگاه نیز می توانیم مشاهده کنیم.

این نادیده انگاری از حقوق اولیه انسانی و به ویژه حق تحصیل نه تنها به بدنه جامعه بلکه به بدنه قدرت نیز آسیب می رساند، زیرا زمانی دولتی می تواند بر پایه دموکراسی بنا شود، که مردم آن جامعه به حداقلی از درک اجتماعی رسیده باشند و بتوانند تفاوت های علمی میان واقعیات را تمییز دهند. اما در صورتی که جامعه از این حق اولیه محروم شود، قدرت نه تنها از سیستم دموکراسی و آزادی خواهی دور می شود بلکه به سمت استبداد نهان پیش می رود که در آن زمان آگاه سازی جامعه کاری بسیار دشوارتر از امروز خواهد بود.

اما در این بین نقش دانشگاه و دانش جو، از دیگر اقشار جامعه بیشتر حس می شود، دانش جو که به عنوان ذهن آگاه و بیدار جامعه و دیده بان حقوق مدنی در جامعه است و می تواند به صورت علمی به تشریح مسایل بپردازد، باید با درنظر گرفتن تمام جنبه های این واقعه شوم که در حال رخ دادن است با استفاده از روش های مسالمت آمیز مقابله کن

 

Read more...

  © Free Blogger Templates Columnus by Ourblogtemplates.com 2008

Back to TOP