‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات 22 خرداد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات 22 خرداد. نمایش همه پست‌ها

درگذشت پدر حقوق بشر ایران و بازداشت فعالان حقوق بشر

۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه



دیروز پدر حقوق بشر ایران به خاک سپرده شد، چقدر دلگیر و ساده، بی هیچ آلایشی، مانند زمانی که از حصر خانگی درآمد آرام بود، ساکت و بی صدا ولی چقدر نالاقیم، نالایقیم، 20 سال در سکوت بود هیچ کس حالش نپرسید، 5 سال در حصر خانگی بود و هیچ کس فریاد بر نیاورد، این شیخ بی آلایش به خاطر جان جوانان ما در حصر است.


اما دیروز مردم باز به خیابان آمدند، آمدند و می خواستند ناراحتی خود را بیان کنند، پوزش بخواهند به خاطر این همه بی معرفتی، پوزش بخواهند به خاطر این همه فراموشی، اما منتظری آرام رفت، مانند همه رفتارهایش. اما خیلی بیشتر، می دانست که جاودانه شده است، می دانست که حالا مردم می دانند چه کسی در میان آن ها بوده و چه برای آن ها کرده. می دانست که هرچه در توان داشته کرده و گفته. بی شک تاریخ اسطوره ای دیگر به خود دید.

اما رفت و نتوانست ببیند روزی که حقوق بشر در ایران رعایت شود، نتوانست ببیند سخنانش چراغ راه آزادی کشور شده است. اما در روز دفن پدر حقوق بشر ایران بسیاری بازداشت شدند، به حبس رفتند تا به مراسم دفن او شرکت نکنند. شیوا نظرآهاری و کوهیار گودرزی دو نفر از فعالین حقوق بشر در زمان حرکت به سمت قم بازداشت شدند.


کاش می توانستیم زمان را برگردانیم، می دانم که بسیاری به دنبال سعاتی هستند که زمان را برگرداند و آن ها عذر بخواهند، پوزش بخواهند و عمل خود را تصحیح کنند.


+ محمد نوری زاد، روزنامه نگار و از منتقدین دولت و حکومت پس از انتخابات 22 خرداد در راه قم بازداشت شد.


+ احمد قابل بازداشت شد


+بسیاری از فعالین دانشجویی، حقوق بشر و منتقدین سیاسی همچنان در زندان هستند و با احکام سنگین حبس روبرو شده اند، آن ها را فراموش نکنیم، عبدالله مومنی، احمد زیدآبادی، مهرداد بزرگ، سینا شکوهی، سلمان سیما، مجید توکلی، میلاد اسدی، عباس حکیم زاده و ... .

Read more...

افزایش نگرانی نسبت به وضعیت دانشجویان دربند و برخوردهای صورت گرفته با آنان

۱۳۸۸ آذر ۲۴, سه‌شنبه


نزدیک شدن به 16 آذر و روز دانشجو، باعث شدت یافتن بازداشت فعالین دانشجویی شد. این عمل از این رو صورت گرفته بود که اعترضات دانشجویی را به کمینه خود کاهش دهد. اما با همه ی بازداشت ها که در کمتر از یک ماه به بیش از 60 مورد بازداشت بود، بیشتر دانشگاه های ایران شاهد اعتراضات گسترده در عین حال مدنی دانشجویان به وضعیت موجود بودیم.


در هفته ای که گذشت و پس از اعتراضات 16 آذر تعدادی از دانشجویان بازداشت شده در تهران و دیگر شهرها آزاد شدند و باعث افزایش امیدواری نسبت به آزادی دیگر دانشجویان شدت گرفت. از آن جمله می توان به آزادی سورنا هاشمی و علیرضا موسوی دو نفر از دانشجویان لیبرال دانشگاه های ایران اشاره کرد که بلافاصله بعد از روز دانشجو و ظاهرا بدون تشکیل پرونده آزاد شدند و پس از آن محمد صادقی و حسن اسدی زیدآبادی، دو نفر از اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت، این نظریه را که دانشجویان را تنها به دلیل نزدیکی به 16 آذر بازداشت کرده بودند افزایش داد. اما پس از آزادی این 4 نفر از بند امنیتی زندان اوین، شاهد تغییر رویه ای در آزادی ها بودیم. به شکلی که پیش بینی می شد دیگر اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت و دیگر دانشجویان لیبرال بازداشت شده آزاد شوند، اما بر اساس اخبار منتشر شده و با وجود همکاری بازپرسی ویژه امنیت که متولی امور بازداشت های امنیتی و دانشجویان است، این دانشجویان و فعالین دانشجویی همچنان در زندان به سر می برند.


از جمله این دانشجویان می توان به سلمان سیما، فعال دانشجویی دانشگاه آزاد که سال گذشته نیز پس از روز 18 تیر، بیش از یک ماه را در سلول های انفرادی بند 209 گذرانده بود. همین طور دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال،مهرداد بزرگ،سینا شکوهی،البرز زاهدی،احسان دولتشاه و فرزان رئوفی که باوجود پایان یافتن بازجویی ها هم چنان در بند 209 و 240 زندان اوین به صورت انفرادی یا در سلول های 3 نفره بازداشت هستند.


این نگرانی در رابطه با اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم نیز وجود دارد. میلاد اسدی و عباس حکیم زاده، دو نفر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در بازداشت به سر می برند و نگرانی ها نسبت به وضعیت سلامت عباس حکیم زاده که مدتی پیش از زندان آزاد شده بود رو به افزایش است. همین طور، بازداشت مجید توکلی، دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک تهران، پس از مراسم 16 آذر بازداشت شد و پس از آن رسانه های وابسته به دولت با شانتاژ خبری سعی در تخریب چهره وی داشتند.


از سوی دیگر فشار بر فعالین حقوق بشر نیز رو به افزایش است، بازداشت مهدیه گلرو، فعال دانشجویی و عضو مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به همراه همسرش و میلاد فدایی دیگر عضو مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بازداشت سعید کلانکی، عضو کمیته گزارش گران حقوق بشر باعث شده است که این نظریه که تنها دانشجویان را به دلیل جلوگیری از اعتراضات روز دانشجو بازداشت کرده اند، کاهش یابد و نگرانی نسبت به پرونده سازی برای این دانشجویان و دانش آموختگان افزایش.


اما این روند، نه تنها نگرانی نسبت به وضعیت دانشجویان و فعالین دربند را افزایش می دهد، بلکه با توجه به برخورد های ضد و نقیض صورت گرفته با دانشجویان و افزایش روز افزون فشار بر دانشجویان سراسر کشور از سوی کمیته های انضباطی و نهادهای امنیتی احتمال خارج شدن اعتراضات از دست فعالین با تجربه خارج شده و به سمت رادیکال شدن فضای دانشگاه ها پیش برود.


اما با همه ی این احوالات، مهم ترین مطلب در شرایط کنونی، تاکید بر وضعیت دانشجویان دربند است. بیش از 30 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز در بازداشت به سر می برند، تعداد زیادی از فعالین دانشجویی دانشگاه های تهران پس از 16 آذر بازداشت شده اند و اطلاع دقیقی از وضعیت آن ها در دست نیست و احتمال افزایش برخورد های خشن با دانشجویان دور از پیش بینی به نظر نمی رسد. همان طور که پیش تر نیز در اخبار منتشر شده در رابطه با سلمان سیما پس از ملاقات خانواده وی در زندان اوین، وضعیت جسمانی او بد توصیف شده است و در بازجویی ها برخورد های خشنی با او صورت گرفته است.


همین طور در رابطه با وضعیت دانشجویان لیبرال، با وجودی که مراحل بازجویی آن ها مدت هاست پایان یافته، آن ها همچنان در سلول های 3 نفره نگه داری می شوند و البرز زاهدی یکی از اعضای این گروه مطالعاتی در بند 240 هم چنان در سلول انفرادی است.


به نظر می رسد، رویه حکومت و سیستم های امنیتی، تنها از میان برداشتن منتقدین آگاه و همین طور مسالمت جو، برای به میان آوردن افراد ناآگاه، احساسی و بعضا رادیکال است، تا از این طریق بتواند فشار های خود را با رفتارهای نسنجیده گروه های کوچک، افزایش دهد و توجیه منطقی برای خشونت عریان خود بیابد.

Read more...

مجید توکلی و کمپین حجاب اختیاری

۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه


تا جایی که به یاد دارم اولین باری که به صورت فراگیر و در خیابان ها بعد از پیروزی انقلاب بحث حجاب اختیاری مطرح شد، در راهپیمایی های پیش از انتخابات در حمایت از مهدی کروبی بود، که وی در لفافه بحث از حجاب اختیاری را مطرح کرد. این شعار و پلاکاردهای مربوط به حجاب اختیاری از معدود المان هایی بودند که در فضای آزاد پیش از انتخابات گاهی به آن ها اعتراض می شد و نیروهای امنیتی که مسئولیت مراقبت از راه پیمایی ها به صورت نامحسوس را داشتند با آن برخورد می کردند، اما به دلیل فضای باز پیش از انتخابات و بسته بودن دست نیروهای امنیتی در زمینه برخورد با آن ها، هرگز برخورد جدی صورت نگرفت. اما پس از انتخابات این شعار نیز به فراموشی سپرده شد، به نوعی که امروز در میان همه ی شعارهای بعضا ساختار شکننانه، این شعار به گوش نمی رسد.


پس از مراسم 16 آذر و بازداشت مجید توکلی، رسانه های وابسته به دولت شروع به انتشار اخباری عجیب در رابطه با تلاش مجید توکلی برای فرار با لباس زنانه کردند و سعی کردند این عمل را مشابه عمل گذشتگانی مانند بنی صدر جلوه دهند. هرچند این خبرها با توجه به نوع انتشار آن ها غیر واقعی به نظر می رسد، اما نقطه آغازی شد برای اعتراض همه گانی به حجاب اجباری زنان. امروز به هر جای اینترنت که سر بزنید، عکس عده ای از مردان را می بینید که روسری به سر کرده اند. این عمل آن ها دو پیام دارد، اول این که اگر مجید توکلی از ترس از بازداشت و زندان و شکنجه های احتمالی اقدام به چنین کاری کرده است، این عمل کاملا عادی بوده و عمل کودتاگران و رسانه های کودتا را تقبیح می کنیم، دوم این که نسبت به حجاب اجباری زنان در اماکن عمومی اعتراض داریم.


داستان آن مرد ژاپنی که به دلیل اجبار همسرش برای پوشیدن روسری در رستوران، روسری به سر کرد را کم و بیش همه می دانند، اینک این دیدگاه در تار و پود جامعه ما در حال گسترش است و هر روز شاهد بیشتر شدن تعداد افرادی هستیم که به حجاب اجباری اعتراض می کنند. با این روند به نظر می رسد در اعتراضات آتی مردم نسبت به دولت کودتا، شعاری دیگر نیز به شعارهای مردم اضافه شود و آن حجاب اختیاری است.


البته در این زمینه باید از رسانه های کودتا تشکر ویژه کرد که با اقدام عجولانه خود برای درج خبری این چنینی و در نظر نگرفتن شرایط جامعه، باعث بوجود آمدن این پویش شدند.


+ احکام جدیدی در رابطه با پرونده دانشگاه زنجان دریافت کردم، در حکم جدید علاوه بر یک سال و چهارماه پیشین به یک سال و نیم حبس محکوم شده ام. البته به دلیل این که شاکی این پرونده آقای مددی است، در صحبتی که با وکیل من و سورنا هاشمی داشته، گفته به زودی برای پس گرفتن شکایت خود به دادگاه می ره و پرونده یک سال و نیم حبس تعزیری برای من و سورنا هاشمی و یک سال حبس تعزیری به علاوه 150 هزار تومان جریمه نقدی بهرام واحدی در دادگاه جزایی مختومه می شود

+ مسابقه وبلاگ نویسی دویچه ووله در حال برگزاریست و وبلاگ مدیار سمیع نژاد یکی از وبلاگ ها با امتیاز بالا در این مسابقه است، پیشناهد می کنم شما هم به این وبلاگ رای دهید

Read more...

به نام آزادی، به نام دانشجو

۱۳۸۸ آذر ۱۵, یکشنبه




در آستانه 16 آذر هستیم، روزی که از آذر 1332 رنگ بوی تازه ای گرفت، خون سه دانشجو در راه آرمان خواهی دانشجویان ریخت و تا امروز، پیام دادخواهی دانشگاه را فریاد می زند. از 16 آذر تنها نامی باقی نمانده است بر خیابانی در شهری به وسعت تهران، بیم و هراس اقتدارگرایان نیز از همین روست.

کمتر از یک روز تا 16 آذر باقی است و دوستان بسیاری در بندند، دانشجویانی که تنها جرمشان اندیشیدن و آزادی خواهیست. آزادی، آزادی، واقعیتی که خدا به آدمی ارزانی داشت، حتی به قیمت رانده شدن از بهشت، حال زندان و حبس و تعلیق و اخراج، تنها سنگ های کوچکی هستند بر این راه.

به نام آزادی آغاز می کنم، که انسان آزاد زاده شد و آزاد زیست و از ابتدای خلقت برای آن جنگید. یاد دوستانی را پاس می دارم که آزادانه زندگی می کنند، آزادانه می اندیشند و هیچ بندی آن ها را اسیر نمی کند که هیچ، آزاده تر بار می آورد.


هنوز دوستانم در زندانند و تنها مونسشان دیوارهای گچی و بتنی اوین است، تنها هم دمشان بازجویانی هستند که می خواهند اعتراف

بگیرند، می خواهند دانشجویان اعتراف کنند که دیگر آزاد نیستند، اما «زهی خیال باطل، زهی

تصور محال» آن هایی که بدنشان به بند کشیده شده، پیش از این بسیار فریاد زده اند که آزادند وآزاده اند. پس در این روز که

روز آن هاست، روزی که برای آزادی خون های بسیار دادند، روزی که برای آزادی همه ی هستی و نیستیشان را گذاشتند و چقدر جایشان در بین ما خالیست، هرگز شما جمله از دهان آن ها جز آزادی نخواهید شنید.

ماه هاست که عبدالله مومنی در زندان است، به جرم آزادی خواهی و هرچقدر هم که به دروغ اعتراف کند که دیگر آزاده نیست، خود می داند که آزاد است و آزاده است، هرچقدر در دادگاه های قرون وسطایی فریاد بزند که زمین گرد نیست، زمین نمی چرخد، باز زیر لب می گوید، زمین گرد است و می چرخد. آقایان، این جا 1984 جرج ارول نیست، هیچ کس شما را باور نخواهد کرد. آن ها را رها کنید و کمی

بیاندیشید.


روز دانشجو خجسته و گرامی

+ سورنا هاشمی، سینا شکوهی، علیرضا موسوی، مهرداد بزرگ، فرزان رئوفی و احسان دولتشاه، نزدیک به دو هفته است که به اجبار به در سلول خود می نگرند و نوبت خود را انتظار می کشند.


+عبدالله مومنی و احمد زیدآبادی هنوز در بند هستند، فراموششان نکنیم، که تنها به جرم من و شما زندانیند.


+ سلمان سیما، هنوز زخم هایش درد می کند، مرهمش گذاریم.


+ عباس حکیم زاده، دوباره دربند شد، بی هیچ جرمی، نگرانم!

Read more...

چوب جهالت بر تن نحیف فعالین مدنی

۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه


تعاریف بیشماری از«جامعه مدنی» وجود دارد. تعریف مدرسه اقتصاد لندن که مرکزی برای پژوهش در مورد جامعه مدنی است، گویاست: "جامعه مدنی به بستری از کردارهای مشترک غیر تحمیلی، حول منافع، اهداف، ارزشهای مشترک گفته میشود. در تئوری قالبهای نهادینه آن با دولت، خانواده، بازار متفاوت است.هرچند که در عمل مرز میان دولت، جامعه مدنی، خانواده و بازار پیچیده، نامشخص و محل مناقشه است. جامعه مدنی عمومآ شامل طیف متنوعی از فضاها، عاملین و قالبهای نهادینه است که در درجات مختلف تشریفات، استقلال داخلی و قدرت قرار دارند. جوامع مدنی اغلب به وسیله نهادهایی مثل موسسات خیریه ثبت شده، سازمانهای غیردولتی توسعه انجمنهای گروهها، سازمانهای زنان، سازمانهای عقیده محور، انجمنهای متخصصین، اتحادیههای کارگری، گروههای خودیاری، حرکتهای اجتماعی، انجمنهای صنفی، ائتلافها و گروههای مدافعین پر میشوند."

اما می توان اولین باری که نام جامعه مدنی در ایران بر سر زبان ها افتاد را بعد از دوم خرداد و انتخاب سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور دانست. شاید تا آن زمان کمتر کسی از قشر عامه جامعه نامی به نام جامعه مدنی شنیده بود. اما این روزها نیز جامعه مدنی را بر اساس تعاریف موجود می توان دور از تصور دانست، در ایران با شرایط کنونی،تنها عده ای محدود که به صورت آگاهانه برای پیشبرد جامعه به سمت دموکراسی فعالیت می کنند را می توان فعال مدنی نامید. اما چه چیزی باعث اهمیت فعالیت فعالین مدنی و متعاقب آن جامعه مدنی می شود. در پاسخ باید به ارتباط تنگاتنگ جامعه مدنی و دموکراسی نگاه کرد، آبشخور اولیه ادبیات راجع به پیوند جامعه مدنی و دموکراسی، نوشتههای ابتدایی لیبرال مثل "ده توکویل" بودهاند.هرچند که به روشهای مهمی توسط نظریهپردازان قرن بیست مثل "گابریل آلموند" و"سیدنی وربا" پیشرفت کرده. آنان کسانی بودند که نقش جامعه مدنی را در نظم دموکراتیک حیاتی دانستهاند. آنها در این رابطه بحث کردهاند که عناصر سیاسی خیلی از نهادهای جامعه مدنی، هوشیاری بیشتر و شهروندی بااطلاعتر را به وجود میآورد. کسانی که به گزینههای بهتری در انتخابات رای میدهند، در سیاست مشارکت میکنند و در نتیجه حاکمیت را پاسخگوتر نگاه میدارند.


با شروع به کار دولت اصلاحات، فعالیت ان جی او ها، یا همان سازمان های غیر دولتی که یکی از مهم ترین شاخصه های یک جامعه مدنی است، افزایش چشم گیری یافت اما از ابتدای دوره دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی، می توان پروژه منفعل کردن فعالین مدنی را شاهد بود. دوره ای که فشار بر فعالین دانشجویی، سازمان های غیر دولتی، گروه های حقوق بشری و ... را شاهد بودیم. اما این فشارها با روی کار آمدن دولت نهم و محمود احمدی نژاد به اوج خود رسید، به طوری که در حال حاضر می توانیم شاهد باشیم، عملا هیچ ان جی اویی وجود خارجی ندارد و پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نیز، بسیاری از فعالین مدنی به زندان افتاده اند و با صدور قرار مجرمیت های بسیار سنگین و دور از انتظار سعی در سرکوب کامل این جریانات دارند. اما مساله اساسی در جامعه امروز ایران، نشت اطلاعات از طریق رسانه های دیجیتال مانند ماهوراه و اینترنت است. دولت هر چقدر هم که سعی و تلاش خود را صرف مسدود کردن راه های رسیدن اطلاعات به عامه مردم کند، با توجه به گسترش روز افزون شبکه های ارتباط جمعی، قطع کامل این مسیرها غیر ممکن به نظر می رسد و در حقیقت با سرکوب بیشتر این جریانات، تنها باعث گسترش تشنگی در جامعه نسبت به دلایل بازداشت و زندانی شدن این افراد می شود که شاید خود دولت و مسئولین کشوری، ناخواسته باعث افزایش آگاهی عمومی می شوند.


اما نیاز است نگاهی به جنبش های مشابه جنبش های مدنی کنونی ایران در تاریخ بیاندازیم. یکی از مهم ترین جنبش های موجود در قرن حاضر،جنبش دانشجویی، جنبش سیاه پوستان و هیپی ها در دهه شصت آمریکاست. این جنبش ها که گره خورده به هم در آن دهه در حرکت بودند، در انتها و با توجه به سرکوب های فراوان، ناگزیر به پیروز بودند. شاید مهم ترین دلیل این امر، افزایش چشم گیر آگاهی عمومی نسبت به خواسته های این گروه ها بوده است. اتفاقاتی که بی شباهت به وقایع چند سال اخیر ایران نیست. تجمع های کوچک و بی سر و صدا که با مداخله نیروهای دولتی و پلیس باعث ایجاد بزرگترین تظاهرات ضد جنگ و مخالف با وضع موجود آن زمان آمریکا در سال 1968 در لینکن پارک شیکاگو بود. تظاهراتی که منجر به فستیوالی عظیم به نام همایش زندگی شد. اما این وضع را می توان در نقاط دیگر دنیا هم مثال زد و بست داد که در حوصله این متن نمی گنجد.


اما همان طور که گفته شد، این روزها فشار بر فعالین دموکراسی در ایران صد چندان شده است، بازداشت تعداد زیادی از اعضای سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی، ادوار تحکیم وحدت و صدور احکام سنگین حبس و محرومیت های اجتماعی برای اعضای این سازمان، بازداشت گسترده، احضار و تهدید اعضای انجمن های اسلامی دانشجویی و همین طور اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویی، ادوار تحکیم وحدت، احضار و بازداشت گسترده فعالین حقوق زنان و کمپین یک میلیون امضا، فشار مضاعف بر گروه های حقوق بشری و ...، همه حکایت از وحشت حاکمیت نسبت به پاگیری جنبش های مدنی و متعاقب آن آگاهی عمومی دارد، که درست بلعکس این عمل حاکمیت، باعث فراگیرتر شدن این جنبش ها می شود.


این فشارها با نزدیک شدن به 16 آذر و روز دانشجو (که لازم به ذکر است توسط خود حاکمیت نام گذاری و تعیین شده است) که عنوان روز دادخواهی دانشجویان ایرانی در دهه 30 خورشیدی علیه ظلم و ستم را به دوش می کشد، دو چندان شده است. در تمام تاریخ دانشگاه مهم ترین محل جهت تبادل و انتشار اندیشه بوده است. شاید حاکمیت به درستی تشخیص داده است که اگر می خواهد از پیش روی جنبش سبز، که پس از انتخابات 22 خرداد شکل گرفته است جلوگیری کند، باید منابع تغذیه فکری این جنبش را قطع کند. اما در این بین اشتباهی فاحش مرتکب شده است، زیرا برای جلوگیری از بست و گسترش مکاتب فکری نمی توان آن ها را دربند کرد. خاصیت گروه های فکری و حلقه های مطالعاتی در پایستگی تفکر و اندیشه است. این خاصیت تنها با بازداشت اعضای این گروه ها، باعث افزایش انتشار آن ها می شود. به طور مثال، بازداشت اعضای حلقه مطالعاتی، دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های ایران، دولت تنها خدمتی به مردم کرد در جهت افزایش آگاهی عمومی نسبت به خواستگاه لیبرالیسم در جنبش های مدنی. کاری که شاید چندین سال فعالیت شبانه روزی را می طلبید، با کاتالیزوری به نام دولت به سادگی انجام شد.


حال باید به این نکته توجه داشت، که به دلیل وقایع پس از انتخابات، با بازداشت فعالین مدنی، سیاسی، اجتماعی، حقوق بشری، دانشجویان و منتقدان نمی توان جلوی حرکت مردم را گرفت، تنها این بازداشت ها باعث رادیکال تر شدن مردم می شود. اما به چه شکل؟


افرادی که به صورت حرفه ای به فعالیت در زمینه دانشجویی، سیاسی، اجتماعی و ... می پردازند، بر اساس خاستگاه عمل خود، باید بر اساس مطالعه و ایدئولوژی پیش روند، این ایدئولوژی بر خلاف ایدئولوژی های دهه 50 خورشیدی در ایران، ضدیت کامل خود با هر نوع خشونت را نشان داده است، حال این که عامه مردم، بهترین راه نشان دادن مخالفت خود را خشونت می دانند، شاید بزرگترین دلیل آن هم مشاهده انقلاب 57 در کشورمان باشد اما زمانی که گروه های ذکر شده که پایبند به اصل گفتمان هستند در صحنه حضور داشته باشند، از رادیکال شدن فضا جلوگیری می کنند.


با توجه به وقایع اخیر بیم رادیکال شدن فضای 16 آذر و روز دانشجو می رود. این روند که حاکمیت در قبال منتقدان خود که از راه مسالمت آمیز و با نقد حاکمیت سعی در تصحیح عملکرد آن دارند، باعث کشیده شدن مخالفین به فعالیت های زیر زمینی و افزایش اشتیاق نسبت به فعالیت های خیابانی می شود. تنها عملکرد دولت در قبال این افراد بست و نشر تفکر گروه های تحت فشار بوده است ولی با توجه به این که این آگاه سازی به صورت کامل و در جهت درست صورت نمی گیرد، افراد و نه گروه ها با حلقه فکری و سازمان دهی شده، مانند انقلاب 57 و انقلاب های مشابه در دیگر نقاط دنیا را به اعمال خارج از مرز تئوریک و علمی پیش می برد و همین امر باعث شکل گیری گروه های مردمی می شود، که دیگر حلقه فکری آکادمیکی آن ها را حمایت و ساپورت فکری نمی کند. در نتیجه در طولانی مدت، جنبش هایی با میل به خشونت، که بر اساس حس غریزی جامعه مهم ترین و موثر ترین راه مقابله است سوق می دهد. بازداشت و تحت فشار گذاشتن گروه های فکری منتقد، مانند حلقه دانش جویان و دانش آموختگان لیبرال که با نقد های سازنده، سعی در تصحیح مسیر حاکمیت در قبال مسائل گوناگون دارند، گستره آگاهی عمومی را بالا می برد، اما متاسفانه به دلیل عدم وجود پشتوانه فکری کافی در بین گروه های بزرگ تر تازه تشکیل، عواقب متذکر بالا گریز ناپذیر است.


منابع:


جنبش دانش جویی در آمریکا، گرد آوری نادر فتوره چی، انتشارات فرهنگ صبا


دانش نامه سیاسی، داریوش آشوری، انتشارات مروارید


آموزش دانش سیاسی، حسین بشیریه، انتشارات نگاه معاصر


دانش نامه الکترونیکی ویکی پدیا

Read more...

پوشیده چه گوییم، همینیم که هستیم/ نامه جمعی از بلاگرهای ایرانی برای آزادی علی پیرحسینلو

۱۳۸۸ مهر ۱۹, یکشنبه


روزگاری دور و نزدیک در پرسه‌های اینترنتی خود به صفحه‌یی در اینترنت برمی‌خوردیم که در بالای صفحه‌ی آن نوشته شده بود «پوشیده چه گوییم، همینیم که هستیم». علی پیرحسین‌لو از دوستان قدیمی‌مان در وبلاگ‌ستان پارسی نویسنده‌ی این صفحه بود که مانند بسیاری از ما اندیشه‌ها و تفکرات خود را در وبلاگ‌اش بدون پرده‌پوشی و با شجاعت می‌نوشت.

در گیر و دارهای حوادث بعد از 22 خرداد و  در ادامه‌ی بازداشت گسترده‌ی روزنامه‌نگاران و نویسنده‌گان و اهل اندیشه که همه از سر کینه‌توزی و انتقام بود،علی پیرحسینلو یا همان الپر قدیمی وبلاگ‌ستان به همراه همسرش  (فاطمه ستوده) بازداشت و روانه‌ی زندان شده است. همسرش در ابتدای امر آزاد شد، ولی علی هم‌چنان زندانی است

اکنون بیش از سه هفته است که علی دوست و همراه قدیمی‌مان زندانی است و در زندان اوین حال و روزگار او از ما و خانواده و همسرش پوشیده است. کسی که بدون پرده پوشی می‌نوشت، اکنون در غباری از بی‌خبری در زندانی نگه‌داری می‌شود که جای و او امثال او آن‌جا نیست. در زندانی که دیگر دوستان وبلاگ‌نویس‌مان‌، هم‌چون محمدعلی ابطحی، هنگامه شهیدی، فریبا پژوه و بسیاری دیگر در بازداشت به سر برده و از کانون گرم خانواده‌ی خود دور هستند؛

برای این‌که اعتراف کنند به ناکرده‌ها، برای این‌که پرونده‌شان مشروعیتی باشد برای دولتی که مشروع نیست، برای این‌که بدون پرده پوشی سخن گفتن در این دیار جرم محسوب شده و سرانجام صادقانه نوشتن و صادقانه زنده‌گی کردن و صادقانه اندیشیدن زندان است و از دیدگاه تمامیت‌خواهان جرم.

پوشیده چه گوییم، همینیم که هستیم؛ علی پیرحسینلو مجرم نیست، جای او زندان نیست، بازداشت و زندانی کردن او و بازداشت دیگر دوستان‌مان که اکنون ماه‌ها است در زندان‌اند و زیر فشارهای نامتعارف و غیرقانونی و غیر انسانی، بازداشت همه‌ی ما وبلاگ‌نویسان ایرانی است.

پوشیده چه گوییم همینم که هستیم؛ ما جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی خواهان آزادی علی پیرحسینلو و دیگر دوستان وبلاگ‌نویس‌مان هستیم. ما می‌خواهیم که وی هر چه زودتر نزد خانواده و همسرش بازگردد و پرونده‌سازی و تهمت و افتراها از روی او رخت بربندد. ما وبلاگ‌نویسان ایرانی حضور علی پیرحسینلو در زندان را بر خلاف موازین حقوق‌بشر و رفتاری غیرقانونی و غیرانسانی می‌دانیم. ما خواهان آزادی هر چه سریع‌تر علی پیرحسینلو و دیگر دوستان وبلاگ‌نویس دربندمان هم‌چون هنگامه شهیدی، محمدعلی ابطحی و فریبا پژوه هستیم

+وبلاگی برای آزادی علی پیرحسینلو

Read more...

  © Free Blogger Templates Columnus by Ourblogtemplates.com 2008

Back to TOP