‏نمایش پست‌ها با برچسب مجید توکلی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مجید توکلی. نمایش همه پست‌ها

مجید توکلی و کمپین حجاب اختیاری

۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه


تا جایی که به یاد دارم اولین باری که به صورت فراگیر و در خیابان ها بعد از پیروزی انقلاب بحث حجاب اختیاری مطرح شد، در راهپیمایی های پیش از انتخابات در حمایت از مهدی کروبی بود، که وی در لفافه بحث از حجاب اختیاری را مطرح کرد. این شعار و پلاکاردهای مربوط به حجاب اختیاری از معدود المان هایی بودند که در فضای آزاد پیش از انتخابات گاهی به آن ها اعتراض می شد و نیروهای امنیتی که مسئولیت مراقبت از راه پیمایی ها به صورت نامحسوس را داشتند با آن برخورد می کردند، اما به دلیل فضای باز پیش از انتخابات و بسته بودن دست نیروهای امنیتی در زمینه برخورد با آن ها، هرگز برخورد جدی صورت نگرفت. اما پس از انتخابات این شعار نیز به فراموشی سپرده شد، به نوعی که امروز در میان همه ی شعارهای بعضا ساختار شکننانه، این شعار به گوش نمی رسد.


پس از مراسم 16 آذر و بازداشت مجید توکلی، رسانه های وابسته به دولت شروع به انتشار اخباری عجیب در رابطه با تلاش مجید توکلی برای فرار با لباس زنانه کردند و سعی کردند این عمل را مشابه عمل گذشتگانی مانند بنی صدر جلوه دهند. هرچند این خبرها با توجه به نوع انتشار آن ها غیر واقعی به نظر می رسد، اما نقطه آغازی شد برای اعتراض همه گانی به حجاب اجباری زنان. امروز به هر جای اینترنت که سر بزنید، عکس عده ای از مردان را می بینید که روسری به سر کرده اند. این عمل آن ها دو پیام دارد، اول این که اگر مجید توکلی از ترس از بازداشت و زندان و شکنجه های احتمالی اقدام به چنین کاری کرده است، این عمل کاملا عادی بوده و عمل کودتاگران و رسانه های کودتا را تقبیح می کنیم، دوم این که نسبت به حجاب اجباری زنان در اماکن عمومی اعتراض داریم.


داستان آن مرد ژاپنی که به دلیل اجبار همسرش برای پوشیدن روسری در رستوران، روسری به سر کرد را کم و بیش همه می دانند، اینک این دیدگاه در تار و پود جامعه ما در حال گسترش است و هر روز شاهد بیشتر شدن تعداد افرادی هستیم که به حجاب اجباری اعتراض می کنند. با این روند به نظر می رسد در اعتراضات آتی مردم نسبت به دولت کودتا، شعاری دیگر نیز به شعارهای مردم اضافه شود و آن حجاب اختیاری است.


البته در این زمینه باید از رسانه های کودتا تشکر ویژه کرد که با اقدام عجولانه خود برای درج خبری این چنینی و در نظر نگرفتن شرایط جامعه، باعث بوجود آمدن این پویش شدند.


+ احکام جدیدی در رابطه با پرونده دانشگاه زنجان دریافت کردم، در حکم جدید علاوه بر یک سال و چهارماه پیشین به یک سال و نیم حبس محکوم شده ام. البته به دلیل این که شاکی این پرونده آقای مددی است، در صحبتی که با وکیل من و سورنا هاشمی داشته، گفته به زودی برای پس گرفتن شکایت خود به دادگاه می ره و پرونده یک سال و نیم حبس تعزیری برای من و سورنا هاشمی و یک سال حبس تعزیری به علاوه 150 هزار تومان جریمه نقدی بهرام واحدی در دادگاه جزایی مختومه می شود

+ مسابقه وبلاگ نویسی دویچه ووله در حال برگزاریست و وبلاگ مدیار سمیع نژاد یکی از وبلاگ ها با امتیاز بالا در این مسابقه است، پیشناهد می کنم شما هم به این وبلاگ رای دهید

Read more...

مجید توکلی قد خم نکرد و در خانه اش بازداشت شد

۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه


گیرم که می زنید


گیرم که می برید


گیرم که می کشید


با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید


آخرین باری که مجید را دیدم، روز 30 اردیبهشت بود، در سلولش در بند 240 تنها نشسته بود و زندان بان لطف کرد، اجازه داد پنجره سلول باز شود و با هم خداحافظی کنیم. وقتی برای اولین بار مسئول پخش چایی شده بود، باور نمی کردم مجید و احمد باشند که به انفرادی های 240 آورده شدند، زمانی که بازداشت می شدم، هنوز می دانستم که در انفرادی 209 هستند. در این مدت هر از چند گاهی که زندان بان دیرتر از مجید حرکت می کرد، یا به بهانه چای یا غذای اضافه بیشتر با هم حرف می زدیم. روحیه اش از منی که تازه بازداشت شده بودم، خیلی بهتر بود، سرحال و بشاش، آن قدرسرحال بود که به ما هم روحیه می داد.


وقتی آزاد شد، مستقیم به پلی تکنیک رفت و در جمع دانشجویان همراه با مهدی کروبی حاضر شد. به پلی تکنیک رفت که بگوید خانه اش دانشگاه است و باید در دانشگاه باشد. دیروز هم در خانه اش بازداشت شد، تنها به این جرم که حتی اجازه ندارد روز خودش، روز دانشجو را در خانه و مامنش باشد.


می دانم که باز هم بیرون می آید و به خانه اش می رود، نه او که هیچ دانشجویی خانه خود را رها نمی کند. مجید اینک در جاییست که بارها آن را تجربه کرده و باز فریاد زده است که دانشجوست و آرمانی جز آزادی ندارد، فریاد زده که در خانه خود به امید تغییر جامعه اش ایستاده است. مجید امروز باز هم در 209 است که نزدیک به یک سال از جوانیش را به بازجو ها جواب پس داد.


ولی آقایان بازجو، نمی دانم از او چه می خواهید بپرسید، همه چیز را می دانید، نه با گروهی کار می کند نه متکی به گروهک و سازمانیست، تنها دانشجوست و همین خون دانشجویی در رگ هایش اجازه سکوت به او نمی دهند. آقای بازجو، مجید در اوج جوانی زیر سوالات شما پیر شد، پیر شد و باز زبان جز به حقیقت نگشود. راستین ایستاد و قد خم نکرد، تا فریاد بزند مرا به خانه ام باز گردانید، به دانشگاه.


بی صبرانه منتظریم، منتظریم و می دانیم که باز هم سر افراز بیرون می آیی، بیرون می آیی و فریاد می زنی که آرمانی جز آزادی نداری.


+ سورنا هاشمی و علیرضا موسوی آزاد شدند، در میان این همه خبر بد، خبری خوب بود که همه را خوشحال کرد، اما دیگر دوستانم هنوز در بندند. مهرداد بزرگ، احسان دولت شاه، فرزان رئوفی، سلمان سیما، سینا شکوهی و ... .


+ هنوز از یاد نبرده ایم که عبدالله مومنی ماه هاست به جرم شرکت در انتخابات و فراخواندن مردم به حضور در انتخابات بازداشت است


+ احمد زیدآبادی تنها به جرم فراخوانی عبدالله نوری و بعد پشتیبانی از مهدی کروبی در بند شده است

Read more...

  © Free Blogger Templates Columnus by Ourblogtemplates.com 2008

Back to TOP