‏نمایش پست‌ها با برچسب دادگاه انقلاب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دادگاه انقلاب. نمایش همه پست‌ها

افزایش نگرانی نسبت به وضعیت دانشجویان دربند و برخوردهای صورت گرفته با آنان

۱۳۸۸ آذر ۲۴, سه‌شنبه


نزدیک شدن به 16 آذر و روز دانشجو، باعث شدت یافتن بازداشت فعالین دانشجویی شد. این عمل از این رو صورت گرفته بود که اعترضات دانشجویی را به کمینه خود کاهش دهد. اما با همه ی بازداشت ها که در کمتر از یک ماه به بیش از 60 مورد بازداشت بود، بیشتر دانشگاه های ایران شاهد اعتراضات گسترده در عین حال مدنی دانشجویان به وضعیت موجود بودیم.


در هفته ای که گذشت و پس از اعتراضات 16 آذر تعدادی از دانشجویان بازداشت شده در تهران و دیگر شهرها آزاد شدند و باعث افزایش امیدواری نسبت به آزادی دیگر دانشجویان شدت گرفت. از آن جمله می توان به آزادی سورنا هاشمی و علیرضا موسوی دو نفر از دانشجویان لیبرال دانشگاه های ایران اشاره کرد که بلافاصله بعد از روز دانشجو و ظاهرا بدون تشکیل پرونده آزاد شدند و پس از آن محمد صادقی و حسن اسدی زیدآبادی، دو نفر از اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت، این نظریه را که دانشجویان را تنها به دلیل نزدیکی به 16 آذر بازداشت کرده بودند افزایش داد. اما پس از آزادی این 4 نفر از بند امنیتی زندان اوین، شاهد تغییر رویه ای در آزادی ها بودیم. به شکلی که پیش بینی می شد دیگر اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت و دیگر دانشجویان لیبرال بازداشت شده آزاد شوند، اما بر اساس اخبار منتشر شده و با وجود همکاری بازپرسی ویژه امنیت که متولی امور بازداشت های امنیتی و دانشجویان است، این دانشجویان و فعالین دانشجویی همچنان در زندان به سر می برند.


از جمله این دانشجویان می توان به سلمان سیما، فعال دانشجویی دانشگاه آزاد که سال گذشته نیز پس از روز 18 تیر، بیش از یک ماه را در سلول های انفرادی بند 209 گذرانده بود. همین طور دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال،مهرداد بزرگ،سینا شکوهی،البرز زاهدی،احسان دولتشاه و فرزان رئوفی که باوجود پایان یافتن بازجویی ها هم چنان در بند 209 و 240 زندان اوین به صورت انفرادی یا در سلول های 3 نفره بازداشت هستند.


این نگرانی در رابطه با اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم نیز وجود دارد. میلاد اسدی و عباس حکیم زاده، دو نفر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در بازداشت به سر می برند و نگرانی ها نسبت به وضعیت سلامت عباس حکیم زاده که مدتی پیش از زندان آزاد شده بود رو به افزایش است. همین طور، بازداشت مجید توکلی، دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک تهران، پس از مراسم 16 آذر بازداشت شد و پس از آن رسانه های وابسته به دولت با شانتاژ خبری سعی در تخریب چهره وی داشتند.


از سوی دیگر فشار بر فعالین حقوق بشر نیز رو به افزایش است، بازداشت مهدیه گلرو، فعال دانشجویی و عضو مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به همراه همسرش و میلاد فدایی دیگر عضو مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بازداشت سعید کلانکی، عضو کمیته گزارش گران حقوق بشر باعث شده است که این نظریه که تنها دانشجویان را به دلیل جلوگیری از اعتراضات روز دانشجو بازداشت کرده اند، کاهش یابد و نگرانی نسبت به پرونده سازی برای این دانشجویان و دانش آموختگان افزایش.


اما این روند، نه تنها نگرانی نسبت به وضعیت دانشجویان و فعالین دربند را افزایش می دهد، بلکه با توجه به برخورد های ضد و نقیض صورت گرفته با دانشجویان و افزایش روز افزون فشار بر دانشجویان سراسر کشور از سوی کمیته های انضباطی و نهادهای امنیتی احتمال خارج شدن اعتراضات از دست فعالین با تجربه خارج شده و به سمت رادیکال شدن فضای دانشگاه ها پیش برود.


اما با همه ی این احوالات، مهم ترین مطلب در شرایط کنونی، تاکید بر وضعیت دانشجویان دربند است. بیش از 30 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز در بازداشت به سر می برند، تعداد زیادی از فعالین دانشجویی دانشگاه های تهران پس از 16 آذر بازداشت شده اند و اطلاع دقیقی از وضعیت آن ها در دست نیست و احتمال افزایش برخورد های خشن با دانشجویان دور از پیش بینی به نظر نمی رسد. همان طور که پیش تر نیز در اخبار منتشر شده در رابطه با سلمان سیما پس از ملاقات خانواده وی در زندان اوین، وضعیت جسمانی او بد توصیف شده است و در بازجویی ها برخورد های خشنی با او صورت گرفته است.


همین طور در رابطه با وضعیت دانشجویان لیبرال، با وجودی که مراحل بازجویی آن ها مدت هاست پایان یافته، آن ها همچنان در سلول های 3 نفره نگه داری می شوند و البرز زاهدی یکی از اعضای این گروه مطالعاتی در بند 240 هم چنان در سلول انفرادی است.


به نظر می رسد، رویه حکومت و سیستم های امنیتی، تنها از میان برداشتن منتقدین آگاه و همین طور مسالمت جو، برای به میان آوردن افراد ناآگاه، احساسی و بعضا رادیکال است، تا از این طریق بتواند فشار های خود را با رفتارهای نسنجیده گروه های کوچک، افزایش دهد و توجیه منطقی برای خشونت عریان خود بیابد.

Read more...

برای شبنم، با آن نگاه های ساده و صدای بی آلایش

۱۳۸۸ مهر ۵, یکشنبه

امروز نامه ای که شبنم مددزاده از زندان نوشته بود را خواندم، بعد از نمی دانم، زمانی که بخواهی روزها را محاسبه کنی می فهمی که چقدر گذشته است، از آخرین باری که صدایش را شنیدی، صدایی ساده و صمیمی. می خواهم نامه ای برایش بنویسم، می دانم که دل ها از هر دیوار و سیم خارداری رد می شوند، بر عکس بهار که از دیوارها و سیم های خاردار اوین هرگز رد نمی شوند.

سلام

بیش از 7 ماه است که در زندانی، فکر کردن به 7 ماه ندیدن غروب و باران، روحم را به لرزه می اندازد، نمی دانم آن بازجوها با چه قلبی توانسته اند هفت ماه طلوع و غروب را از تو بگیرند، شاید با همان استدلالی که 7 ماه است از میز و نیمک به مدرسه عشق فرستادندت.

در نامه ات نوشتی روی دیوارها هزارای عاشق نوشته بودند، یکی را خیلی دوست داشتم، اندکی صبر سحر نزدیک است، وقتی که قاضی این جمله را از ابتدای یکی از نوشته هایم در وبلاگ برداشته بود و با غضب فریاد کشید، با نظام مخالفی را به یاد  آوردم، آقای قاضی، آقای بازجو، آقای کارشناسی  که قرار است باز وبلاگم را بخوانی و این جملات را واکاوی کنی که من علیه "نظام مقدس" اقدامی کرده ام، این جا را با شما هستم، نه من نه هیچ یک از دوستانم نه علیه نظام کاری کرده ایم، نه قصد داریم کاری بکنیم، این ها تنها درد دل هایست که می گوییم، شاید به گوشتان برسد و تکانی بخورید. این را برای شبنم می نویسم، که سحرش همان آزادیش از بند و دیوارهای بلند است، برای شبنم که کلاس هایش را انفرادی برگزار می کند، که خودش شاگرد و دلش استاد است. برای شبنم که بی صبرانه منتظر دیدن طلوع خورشید و غروبش است.

شبنم، واقعیت دارد، گرچه شب تاریک است، اندکی صبر سحر نزدیک است. هر چقدر هم که دیوارها بلند باشند و هر چه دور آن را سیم خاردار بپوشانند، باز دل توست که بی هیچ وثیقه ای بیرون می آید، بیرون می آید و فریاد می زند، روحم را چه می کنید، ذهنم را چه می کنید، من از تمام دیوارهای شما رد می شوم، بی هیچ اجازه ای، بی هیچ وثیقه ای.

یاوه نیست، ذهن و دل هیچ کس را نمی توانند به بند کنند. نامه ات این را می گفت، فریاد می زد و شعر وار بر دل می نشست. می دانم که به زودی بر خواهی گشت، حتی اگر تمام دیوارها تا آسمان بلند شوند و تمام درها را ببند، بازمی آیی و زیر باران، ریزش برگ ها را می بینی و دلت از این همه خزان می گیرد.

بی صبرانه منتظر آزادیت هستیم، همه ی ما، و فراموش نکن، که هیچ گاه دیوارها باعث فراموش شدنت نمی شوند.

+ پی نوشت: دوستان بسیاری پشت دیوارها هستند و منتظر آزادیشان هستیم، عبدالله مومنی، احمد زیدآبادی، مجید دری.

+ لینک نامه شبنم مددزاده از زندان اوین

+ لینک بالاترین

Read more...

برای ع.م فرزند صادق جنبش دموکراسی خواهی

۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه

برای پیگیری وضعیت تحصیلم به دانشگاه رفته بودم که تلفنم زنگ زد، کسی از پشت تلفن با شعف تمام گفت: "عبدالله اعتراف کرده، آوردنش تلوزیون، حالش خوبه!!!"

تلفن کوتاه بود، چون مشخص بود افراد دیگری هم هستند که باید با خبر شوند. اما این همه شادی به خاطر اعترافات عبدالله نبود، به خاطر این بود که پس از چندین هفته بی خبری و نگرانی، همه عبدالله را دیدند، سالم بود، خودش بود. حالا هرچیزی را هم اعتراف کرده باشد، مگر بیش از اعتراف کوپرنیک است، گفت من بگویم زمین به دور خورشید نمی چرخد!!! ولی می چرخد.

این خبر را به هر کسی می رسیدم بازگو می کردم، با شعف و شادی تمام با خنده و گشاده رویی و تنها جوابی که می شندیم این بود، پس حالش خوب است. مهم این است که زنده است، هیچ چیز دیگر اهمیتی ندارد.

رجوع کردم به اولین دادگاه برگزار شده، یادم می آید در خانه با عده ای از دوستان اولین اعترافات زندانیان را دیدیم، اولین نفر محمدعلی ابطحی بود، به جز چند نفر همه ناراحت شدند و آرمان ها و پیش بینی های خود را بر باد رفته می دیدند و هر چقدر هم که من یا دیگران دلیل می آوردیم که زیر فشارممکن است انسان هر حرفی بزند، به گوش کسی فرو نمی رفت. اما حالا که تنها یک ماه و اندی از شروع این دادگاه های مضحک می گذرد، همه تنها از دیدن دوستانشان در صفحه تلوزیون خوش حال می شوند که آن ها زنده اند.

خیلی پیش از این می خواستم بنویسم، اما نمی دانستم چه بنویسم، مگر بازجوها عبدالله را نمی شناسند، مگر نمی د انند چقدر دل نازک است، مگر نمی دانند چقدر ساده و صمیمیست! ولی شاید آن هایی که عبدالله را شکنجه کرده اند قلبی ندارند که از دیدن چهره ی عبدالله بگیرد.

به هر رو، خوش حالم که عبدالله اعتراف کرد، دروغ گفت و همه را از نگرانی در آورد.

+ امیدوارم دوستان دیگرم را هم در تلویزیون ببینم تا حداقل بدانیم که زنده هستند، نفس می کشند. شیوا نظر آهاری، احمد زیدآبادی، مجید دری.

Read more...

تغییر موضع از دفاع به تحلیل و اقرار در دادگاه های فرمایشی

۱۳۸۸ شهریور ۱۲, پنجشنبه

روز گذشته قسمت بعدی به اصطلاح دادگاه اصلاح طلبان در شبکه 3 نمایش داده شد، قسمتی از آن که به دفاعیات طباطبایی، روزنامه نگار و مسئول ستاد جوانان حامی میرحسین موسوی بود نظر من را به خود جلب کرد. این دادگاه ها با دادگاه هایی که پیش از این دیده بودم بسیار متفاوت بود، تفاوت های ظاهری زیادی نداشت، یک متهم سیاسی، یک وکیل، که البته در این مورد هم جای بحث بسیار است و یک قاضی عبوس، که به جای داوری، خود را حامی دادستان می داند.

اما تفاوت جالب و واضح، تفاوت در دفاعیات بود، البته چیزی که به عنوان دفاع در این دادگاه ها مطرح می شود، هیچ شباهتی به دفاع ندارد. در این مورد اخیر، آقای طباطبایی به جای دفاع از خود به تحلیل سیاسی فضای انتخابات و بعد از انتخابات دهم پرداخت. جای سوال اینجاست که در هر دادگاهی فرد متهم سعی در تبرئه کردن خود دارد اما به نظر می رسد در دادگاه کنونی متهم خود شاکی خود می شود و اتهامات خود را بر می شمرد و هر یک را اثبات می کند. تنها هر یک از این افراد در بخشی از اقرارهای خود عنوان می کنند که چرا سران اصلاحات بازداشت نمی شوند.

به یاد دارم دوستی که در 18 تیر بازداشت شده بود تعریف می کرد در جلسه ای که بعدا فهمیدیم جلسه دادگاه بوده است، وقتی قاضی از ما سوال می کرد، پاسخ نمی دادیم، چون هنوز فکر می کردیم جلسه بازجوییست و باید سکوت کنیم و حرفی نزنیم، به نظر می آید این افراد که همه از چهره های شناخته شده سیاسی و اصلاحات هستند آن گونه در بهت و حیرت بازجویی ها قرار دارند که باورشان نمی شود در مقابل قاضی هستند و باید از خود دفاع کنند.

این جا یک سوال مطرح می شود که آیا به واقع این افراد تغییر موضع داده اند و فکر می کنند تا امروز اشتباه کرده اند یا این که تنها برای رهایی از فشارهای بازجویی تن به چنین کاری می دهند. پاسخ اول که تغییر موضع داده اند به دور از واقعیت و عقل می نماید پس ناگزیر مجبور به قبول دومین پاسخ هستیم، یعنی تنها برای رهایی از چنین وضعیتی تن به اعتراف علیه خود و دوستان و هم سنگران خود در دادگاه می دهند. اما آیا واقعا این گونه اعترافات در دید عموم جامعه نقشی دارد؟

قشر پایین دست جامعه یا بهتر بگوییم قشر ساده و کم سواد جامعه که جمعیت قابل توجهی را در ایران شامل می شوند را می توان با برگزاری چنین دادگاه هایی فریب داد، اما مساله قشر فرهیخته جامعه است. همان طور که پیش از این تاریخ نیز نشان داده است، فرهیختگان جامعه و به ویژه جامعه دانشگاهی بیشترین تاثیر را در حرکت های مردمی ایفا می کنند، چون اگر قرار باشد تمام جامعه به یک میزان آگاه شوند و به سر حد آگاهی برسند، به یک اتوپیا دست یافته ایم که دیگر فارغ از ایدئولوژی های موجود نیازی به دولت حتی در ابعاد کوچک آن نیز نیست، ولی از آن جایی که هیچ گاه چنین مجالی در جامعه رخ نمی دهد، قشر فرهیخته دیواره حائلی می شود برای جلوگیری از برون رفت جنبش ها از مسیر اصلی خود. البته باید این را هم در نظر داشت که در بازه هایی از زمان این قشر اشتباهات جبران ناپذیری را مرتکب شده است، همان گونه که پیش از این بیشتر طبقه متوسط جامعه در ایران را دیدگاه های سوسیالیستی و مارکسیستی تشکیل داده بود. ولی در این فضا که آگاهی عمومی به سمت آگاهی لیبرالی سوق داده شده است، بیم آن که بار دیگر دیدگاه های اتوپیایی چپ بر جامعه سیطره پیدا کند کم تر شده است، هر چند هنوز کاملا مرتفع نشده. پس از این دید، نباید نگران پخش  چنین دادگاه های فرمایشی از صدا و سیما بود.

از سویی دیگر این اعترافات فراگیر  که همه به یک شکل اعتراف می کنند می تواند قبح اعتراف را از بین ببرد. اگر در جامعه نگاه کنیم، پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم با آن موج فراگیر بازداشت های خیابانی، ترس از زندان و نام زندانی سیاسی در جامعه مخصوصا در جامعه شهری و در شهر تهران از بین رفته است، تاثیر این دادگاه های نمایشی نیز به همین گونه است.

پس از هر جهت که نگاه کنیم این دادگاه ها و اعترافات نمی توانند تاثیری در نگرش مردم به حاکمیت داشته باشند و حتی می توان این دادگاه ها را با تاثیراتی مثبت در آگاهی عمومی جامعه تصور کرد که تصوری دور از واقعیت نیست. اما از باب دوستی با دست اندرکاران این دادگاه ها می گویم، تاریخ هم چنان دادگاه های استالین را فراموش نکرده است و تاریخ بی هیچ رحمی در رابطه با وقایع رخ داده اظهار نظر می کند، پس به جای ایجاد لکه تاریکی بر تاریخ، با تدبیر و اندیشه درست، این نقطه را به نقطه عطفی در تاریخ به سمت پیشرفت و دموکراسی مبدل کنیم.

جنبش های شکل گرفته پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه برای تغییر نوع حاکمیت که برای تغییر موضع حاکمیت از حکمیت به حاکمیت قانون است. این تغییر مواضع نه تنها مخرب نیست، بلکه در هر جامعه ای می تواند باعث رشد و تعالی دولت و حاکمیت مرکزی شود. این گونه برخوردها نه تنها باعث ایجاد امنیت روانی در جامعه نمی شود بلکه همراه با سرخوردگی عمومی باعث ایجاد بی اعتمادی نسبت به دولت می گردد، که این مساله در روند کار دولت نیز می تواند تغییراتی را ایجاد کند و حتی آن را مختل سازد.

با این اوصاف با نگاه آگاهانه تر و واقعی تر نسبت به وقایع پس از انتخابات، می توان از این گونه اثرات جانبی مخرب جلوگیری کرد و اعتماد عمومی را به جامعه باز گرداند.

Read more...

یک سال و چهار ماه زندان، برای تحصن دانشگاه زنجان و وبلاگ نویسی

۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

امیدوارم این عضو آن دسته مطالبی نباشد که در بازجویی ها بگویند سیاه نمایی کرده ای، دروغ بافته ای، نشر اکاذیب کرده ای یا علیه نظام سخنی بر زبان رانده ای. تنها به دلیل این که این وبلاگ وبلاگ شخصی من است، می خواهم حکم دادگاه خودم و چند تن از دوستانم که با من محاکمه شده اند را منتشر کنم. همین و بس!

روز دوشنبه، 12 امرداد 1388، حکم دادگاه ما پس از نزدیک به 4 ماه از زمان پایان دادرسی به ما ارائه شد. در این حکم که حکم دادگاه بدوی است، سورنا هاشمی، بهرام واحدی، پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن جنیدی، هر کدام به اتهام، تشویش اذهان عمومی و تحریک به تجمع غیر قانونی جهت بر هم زدن امنیت کشور و من، علیرضا فیروزی، به اتهام تشویش اذهان عمومی، تحریک به تجمع غیر قانونی جهت بر هم زدن امنیت کشور و همین طور اقدام علیه امنیت نظام مقدس جمهوری اسلامی(البته این مورد مربوط به وبلاگ من است که نمی دانم چطور می شود با وبلاگ علیه امنیت یک کشور اقدامی انجام داد) به یک سال و چهار ماه زندان محکوم شده ام.

البته این حکم دادگاه بدوی است و 20 روز جهت تجدید نظر فرصت داریم. نکته جالب این است که یکی از دو وکیل من و سورنا هاشمی، دکتر دادخواه در زندان اوین در بند امنیتی 209 است. جالب است، وکیل را که به زندان بیاندازند، با متهم چه می کنند.

باز هم می گویم، نه قصد تشویش اذهان عمومی دارم، نه قصد بر هم زدن نظم و امنیت کشور، نه هیچ چیز دیگر.خبر هم که نمی توانید بگویید کذب است، حکم دو صفحه ایش موجود است.

+ پی نوشت: یک ضرب المثل می گوید: وقتی تجاوز حتمی است از آن لذت ببر، پس ما هم ناچار از  این مساله لذت می بریم.

+ پی نوشت: هنوز دادگاه تجدید نظر مانده، چند ماه دیگر همچنان در خدمت دوستان هستیم.

+ ابلاغ حکم دادگاه دانشجویان دانشگاه زنجان

Read more...

اولین جلسه دادگاه دانشجویان دانشگاه زنجان برگزار شد

۱۳۸۷ اسفند ۲۳, جمعه

سکوت را می شکنم

زنده باد آزادی! زنده باد دانشجو!

امروز دادگاه دانش‌جویان دانش‌گاه زنجان در شعبه‌ی 2 دادگاه انقلاب این شهرستان برگزار شد. با وجودی که اعلام نشده بود دادگاه به صورت غیر علنی برگزار می‌شود، پس از حضور جمع کثیری از دانش‌جویان جهت حضور در دادگاه، قاضی دادگاه را غیرعلنی برگزار کرد.

دادگاه از ساعت 10 صبح تا 2 بعد از ظهر به طول انجامید و زمان ادامه‌ی دادرسی به پرونده‌ی دانش‌گاه زنجان به 18 فروردین ماه سال آینده ساعت 8 صبح در همین شعبه اعلام شد.

در این دادگاه به پرونده‌ی تحصن خرداد ماه سال جاری دانش‌گاه زنجان رسیده‌گی شد. در این دادگاه 8 متهم حضور داشتند که عمده‌ی اتهامات آن‌ها اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی ذکر شده است.

مصاحبه با محمدعلی دادخواه وکیل عده‌یی از دانش‌جویان دانش‌گاه زنجان

- جناب آقای دادخواه، روند قضایی پرونده‌ی دانش‌حویان دانش‌گاه زنجان را چه‌طور ارزیابی می‌کنید، با توجه به این‌که امروز اولین جلسه‌ی رسیده‌گی به اتهامات دانش‌جویان این دانش‌گاه برگزار شد؟

البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که آیین قانون دادرسی کیفری این فرصت و رخصت را نمی‌دهد که در خصوص دادگاه‌هایی که به صورت غیر علنی اعلام شده است، وکیل مدافع صحبت بکند و من هم راجع به آن چه در دادگاه گذشت به علت این محدودیت قانونی، صحبت نمی‌کنم. البته یک نکته را توجه داشته باشید که اصلا اقدامات دانش‌جویان فارغ از این مورد چه نامی می‌گیرد، یک عده دانش‌جوی وطن دوست، فرهیخته‌ی جوان پر شور دل‌شان می‌خواسته از یک امر خلافی جلوگیری کنند، قاعدتا به تبادر ذهنی انسان آن‌چه که وارد می‌آید، آن‌ها در صدد امر به معروف و نهی از منکر بوده‌اند، خیلی بد است که بگوییم یک جامعه‌یی از کسانی که امر به معروف و نهی از منکر کرده‌اند دل آزرده است چون نهایتا باید توجه داشته باشیم که این سکه دو رو دارد، یک رو آن قستمی است که بعضی از توبه‌آموزان ترک عادت کرده‌اند و روی دیگر این که این دانش‌جویان بر اینان، انتقاد روا داشته‌اند. چون آن گروه اول را مراجع قضایی محاکمه کرده‌اند و نهایتا حکم محکومیت‌شان را صادر کرده‌اند، پس نهایتا احراز می‌شود که این اقدامی که دانش‌جویان انجام داده‌اند، تایید آن حکم است. پس نمی‌شود گفت هم شب هست و هم شب نیست. اگر آن‌ها متخلف بوده‌اند پس دانش‌جویان بی‌گناه‌اند. بر این مبانی من امیدوارم که دادگاه با توجه به دفاعیاتی که امروز در حضور نماینده‌ی محترم دادستان، اعلام کردم و نهایتا پرونده برای 18 فروردین تعیین وقت شده، به برائت این جوانانی که هیچ گناهی در منتقد قانونی از آن‌ها بروز نکرده به حکم برائت از دادگاه گام بیرون نهند و بتوانند به تحصیلات‌شان که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین هدف فعلی خودشان است بپردازند. دانش‌گاه نیز با عنایت به رسالت خودش که حمایت و هدایت جوانانی‌ است که ویژه‌گی و صلاحیت آن‌را داشته‌اند به رخصت و فرصت تحصیل این‌ها گام بردارند.

Read more...

  © Free Blogger Templates Columnus by Ourblogtemplates.com 2008

Back to TOP