خبر کوتاه بود! امیدرضا میرصیاف در زندان جان باخت!

۱۳۸۷ اسفند ۲۹, پنجشنبه


گیرم که می زنی

گیرم که می بری

گیرم که می کشی

با رویش ناگذیر جوانه ها چه می کنی؟؟؟(احمد شاملو)

امید رضا میر صیافی جان باخت، آنقدر خبر پشت تلفن کوتاه و مختصر بود که نمی توانستم باور کنم. در تاکسی بودم و مسیر هفت تیر تا میدان ولی عصر را هزار بار در ذهنم طی کردم و در واقعیت تنها یک بار آن هم نه پیاده که با تاکسی خیابان را طی کرده بودم.

تلفن از زندان بود، شماره دکتر دادخواه را به عمویم که او هم در زندان است دادم و مجبور شدم دوباره خودم را به دفتر آقای دادخواه برسانم، همه چیز آنقدر سریع اتفاق افتاد که هنوز هم برایم باورش سخت است. امیدرضا میرصیافی جان باخت! با تلفن که حرف می زدم فکر کردم همچنان مسئله خودکشی اوست و خطر رفع شده است و وی هم اکنون از حال مساعدی برخوداراست، حتما شماره آقای دادخواه را می خواهند که اقدامات بعدی جهت خروج وی از زندان را انجام دهند. چهار شنبه بعد از دادگاهمان امیدرضا با آقای دادخواه تماس گرفت و گفت، گفته اند وثیقه بیاورم که آزادم کنند! در ماشین بعد از آن همه شادی از خوب بودن دادگاهمان خوش حال تر شدیم. اما امروز آنقدر خبر غیر منتظره بود که هنوز فکر کردن به آن روح و جانم را می آزارد.

همه تنها گریه می کردند. شاید دیدن چهره ی برافروخته و گریان آقای دادخواه عمق فاجعه را بیان می کرد، راه می رفت و داد می زد و گریه می کرد و شاهد می آورد که به چه جرمی جوانی اکنون میان ما نیست. حالا روزگار آن قدر تلخ شده است که یادمان رفته عید است.

برنامه داشتیم فردا جلوی در اوین فاصله ها را برداریم و با هفت سین میان خودمان و دوستان دربندمان رخنه ای بگشاییم این دیوار های ستبر را. اما دیگر چه عیدی، عیدیمان را خیلی زودتر از عید گرفتیم. امیرحشمت ساران عیدی کمی نبود، نمی دانم چرا این همه اصرار دارند مرتب عیدی به ما دهند، نمی دانم تا کی باید به دیوار ها مشت بکوبیم و از خفقانی که روحمان را هم خفه می کند بنالیم.

تلفن پشت تلفن، خبر آنقدر غیر منتظره بود که همه بعد از تلفن اول باز تلفن می زدند می گفتند چقدر مطمئنی، بگو شوخی خوبی نکرده ای. اما واقعیت داشت، آن طرف تر پشت تلفن از زندان هم اینگونه بود، شاید هیچ کس نمی خواست و نمی خواهد باور کند.

در طول مسیر از دفتر آقای دادخواه تا خانه فقط به این فکر می کردم که خانواده اش چه می کنند. کسی زنگ زد و از حال امید رضا پرسید، اما در خانه هیچ کس حتی فکرش را نمی کرد حالش خوب نباشد.

شب شد، تیره و تاریک و سیاه، با خانه اشان که تماس گرفتیم، هر چقدر به برادرش گفتیم، هر چقدر گریه ما را دید شاید نمی خواست باور کند. اما وقتی فهمید از خانه بیرون زد، حالا نمی دانم در کدام خیابان چگونه راه می رود که مبادا پدر و مادرش چیزی بفهمند.

خبر کوتاه بود، خیلی کوتاه، آنقدر که باورش سخت است. حالا او از میان ما رفته، نمی دانم قیمت جان آدمی چقدر می تواند بی ارزش باشد، نمی دانم چگونه می توان این همه آدمی را ارزان شمرد. اما ارزان می شمارند، جان می گیرند!

هرگز از مرگ نهراسیده ام،

اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود

باری هراس من

از مردن در سرزمینی ست

که مزد گورکن از آزادی آدمی

افزون باشد(احمد شاملو)

29 اسفند 1387

تهران ساعت 2 بامداد

Read more...

حکم زندان دکتر حسام فیروزی، نقض آشکار حقوق بشر

۱۳۸۷ اسفند ۲۶, دوشنبه

دکتر حسام فیروزی، پزشک معتمد زندانیان سیاسی، به جرم پناه دادن و درمان زندانیان سیاسی به یک سال و سه ماه و پانزده روز زندان محکوم شده است. چیزی که به خاطر آن سوگند یاد کرده و نخواسته سوگندش را بشکند.

در پایان دوره پزشکی، تمام افرادی که چندین سال مشقت درس پزشکی خواندن را کشیده اند متعهد می شوند که در هر شرایطی که نیاز باشد، به کمک بیماران بشتابند. در سوگند نامه این چنین آمده است: "اكنون كه با عنایات و الطاف بیكران الهی در شرف پذیرفتن مسئولیت خطیر پزشكی قرار گرفته ام ... من در برابر قرآن كریم به خداوند قادر متعال ، خدایی كه بر همه امور آگاه است و تمامی موجودات در قبضه قدرت اوست سوگند یاد می كنم كه به احكام مقدس اسلام و حدود الهی با دیده احترام بنگرم ، از خیانت و تضییع حقوق بیماران به طور جدی پرهیز كنم ."

پس عدول از سوگند یاد شده، خود گناهیست نابخشودنی که امروز در ایران شاهد آن هستیم که بسیاری این سوگند را به فراموشی سپرده اند و شاید سعی می کنند دیگر به خاطر نیاورند. و اما کسانی که به خاطر می آورند و از بیماران حمایت می کنند باید به زندان بیافتند. البته از این دست پیش از این نیز دیده ایم، که بسیاری از جمله برادران اعلایی اکنون در زندان به سر می برند و با اتهام های واهی دوران حبس خود را سپری می کنند.

دکتر فیروزی پس از اطلاع از بیماری بسیاری از زندانیان سیاسی و حقوق بشری در ایران در اقدامی سعی در معالجه و پخش گزارش و درخواست کمک جهت این بیماران که از بسیاری از حقوق اولیه خود محرومند کرده و به طور مثال درباره وضعیت احمد باطبی، زنده یاد اکبر محمدی، اکبر گنجی، آیت الله بروجردی، ابوالفضل جهاندار و ... گزارش های متعددی مخابره کرده است و هر زمان که امکان دیدار مستقیم و یا معالجه مستقیم آن ها را داشته است، اقدام به مداوای رایگان آن ها کرده است. اما امروز به همین جرم و با اتهام تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب متهم شده است.

اما خبر بازداشت آن قدر کوتاه و مختصر بود که هر شخصی را به فکر وا می داشت، که به چه دلیل و برای چه عمل ناشایستی، پزشکی که تنها حرفه پزشکی خود را انجام داده است باید به زندان بیافتد. پیش از این نیز وی درخواست داده بود که در صورت اجازه مسئولین امر به عنوان بهیار زندان و به صورت رایگان به مداوای زندانیان بپردازد و بتواند برای آن ها امکانات مناسب پزشکی در داخل یا بیرون از زندان فراهم کند که هر بار با تند خویی مسئولین مواجه شد.

اما در زمینه نقض حقوق بشر، دکتر فیروزی تنها سعی داشت قسمتی از حقوق اولیه زندانیان که پایمال شده است را در حد توان خود برای آن ها فراهم کند. در اعلامیه جهانی حقوق بشر که ایران نیز به آن پیوسته است، تمام انسان ها در هر شرایطی برابر گرفته شده اند و باید از امکانات یکسان بهره مند شوند که در بند اول این بیانیه اعلام شده است.

در بند 5 بیانیه، اعلام می شود که:" هيچ كس نبايد شكنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاري ظالمانه، ضد انساني يا تحقيرآميز قرار گيرد." که دکتر فیروزی در بسیاری از اعلامیه های خود در رابطه با زندنیان، بر اساس مستندات ارائه شده توسط زندانیان، نسبت به نقض آشکار این بند از اعلامیه جهانی حقوق بشر اعتراض کرده و این امر با توجه به پیوستن ایران به اعلامیه جهانی حقوق بشر، کاری خلاف قانون محسوب نمی شود.

بر اساس بند 25 این اعلامیه:" هر شخصي حق دارد كه از سطح زندگي مناسب براي تامين سلامتي و رفاه خود و خانواده اش، به ويژه از حيث خوراك، پوشاك، مسكن، مراقبت‌هاي پزشكي و خدمات اجتماعي ضروري برخوردار شود. همچنين حق دارد كه در مواقع بيكاري، بيماري، نقص عضو، بيوگي، پيري يا در تمام موارد ديگري كه به عللي مستقل از ارادهء خويش وسايل امرار معاشش را از دست داده باشد، از تامين اجتماعي بهره مند گردد." که با توجه به اخبار رسیده مشاهده می شود که زندانیان از مراقبت های پزشکی و تامین سلامتی محروم هستند و هر پزشکی وظیفه دارد نسبت به این نقض آشکار حقوق بشر موضع گیری کند که این مورد نیز در بند 7 این اعلامیه ذکر شده است.

پس با توجه به گفته های بالا، باید به دنبال این جواب گشت،که بازداشت یک پزشک تنها به دلیل عمل به وظیفه پزشکی خود، چرا باید با زندان جواب داده شود که به زندان انداختن یک فرد به دلیل اعتراض به وضع رایج در زمینه تخصص خود نقض آشکار حقوق اولیه آن فرد و نقض آشکار حقوق بشر در آن کشور است.

Read more...

اولین جلسه دادگاه دانشجویان دانشگاه زنجان برگزار شد

۱۳۸۷ اسفند ۲۳, جمعه

سکوت را می شکنم

زنده باد آزادی! زنده باد دانشجو!

امروز دادگاه دانش‌جویان دانش‌گاه زنجان در شعبه‌ی 2 دادگاه انقلاب این شهرستان برگزار شد. با وجودی که اعلام نشده بود دادگاه به صورت غیر علنی برگزار می‌شود، پس از حضور جمع کثیری از دانش‌جویان جهت حضور در دادگاه، قاضی دادگاه را غیرعلنی برگزار کرد.

دادگاه از ساعت 10 صبح تا 2 بعد از ظهر به طول انجامید و زمان ادامه‌ی دادرسی به پرونده‌ی دانش‌گاه زنجان به 18 فروردین ماه سال آینده ساعت 8 صبح در همین شعبه اعلام شد.

در این دادگاه به پرونده‌ی تحصن خرداد ماه سال جاری دانش‌گاه زنجان رسیده‌گی شد. در این دادگاه 8 متهم حضور داشتند که عمده‌ی اتهامات آن‌ها اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی ذکر شده است.

مصاحبه با محمدعلی دادخواه وکیل عده‌یی از دانش‌جویان دانش‌گاه زنجان

- جناب آقای دادخواه، روند قضایی پرونده‌ی دانش‌حویان دانش‌گاه زنجان را چه‌طور ارزیابی می‌کنید، با توجه به این‌که امروز اولین جلسه‌ی رسیده‌گی به اتهامات دانش‌جویان این دانش‌گاه برگزار شد؟

البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که آیین قانون دادرسی کیفری این فرصت و رخصت را نمی‌دهد که در خصوص دادگاه‌هایی که به صورت غیر علنی اعلام شده است، وکیل مدافع صحبت بکند و من هم راجع به آن چه در دادگاه گذشت به علت این محدودیت قانونی، صحبت نمی‌کنم. البته یک نکته را توجه داشته باشید که اصلا اقدامات دانش‌جویان فارغ از این مورد چه نامی می‌گیرد، یک عده دانش‌جوی وطن دوست، فرهیخته‌ی جوان پر شور دل‌شان می‌خواسته از یک امر خلافی جلوگیری کنند، قاعدتا به تبادر ذهنی انسان آن‌چه که وارد می‌آید، آن‌ها در صدد امر به معروف و نهی از منکر بوده‌اند، خیلی بد است که بگوییم یک جامعه‌یی از کسانی که امر به معروف و نهی از منکر کرده‌اند دل آزرده است چون نهایتا باید توجه داشته باشیم که این سکه دو رو دارد، یک رو آن قستمی است که بعضی از توبه‌آموزان ترک عادت کرده‌اند و روی دیگر این که این دانش‌جویان بر اینان، انتقاد روا داشته‌اند. چون آن گروه اول را مراجع قضایی محاکمه کرده‌اند و نهایتا حکم محکومیت‌شان را صادر کرده‌اند، پس نهایتا احراز می‌شود که این اقدامی که دانش‌جویان انجام داده‌اند، تایید آن حکم است. پس نمی‌شود گفت هم شب هست و هم شب نیست. اگر آن‌ها متخلف بوده‌اند پس دانش‌جویان بی‌گناه‌اند. بر این مبانی من امیدوارم که دادگاه با توجه به دفاعیاتی که امروز در حضور نماینده‌ی محترم دادستان، اعلام کردم و نهایتا پرونده برای 18 فروردین تعیین وقت شده، به برائت این جوانانی که هیچ گناهی در منتقد قانونی از آن‌ها بروز نکرده به حکم برائت از دادگاه گام بیرون نهند و بتوانند به تحصیلات‌شان که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین هدف فعلی خودشان است بپردازند. دانش‌گاه نیز با عنایت به رسالت خودش که حمایت و هدایت جوانانی‌ است که ویژه‌گی و صلاحیت آن‌را داشته‌اند به رخصت و فرصت تحصیل این‌ها گام بردارند.

Read more...

دانشگاه شیراز، صحنه انتقام

۱۳۸۷ دی ۲۸, شنبه

مسائل پیش آمده در غزه، بدون در نظر گرفتن مقصر یا مقصرین، امریست درد آور که هر انسان آزاده ای تنها می تواند در برابر کشته شدن این همه کودک و پیر و جوان و غیر نظامی بی گناه، که فدای هوس رانی، دولت ها برای بازیابی قدرت شده اند، بگرید.

اما زمانی بحث در رابطه با یک مسئله برون مرزی می تواند اهمیت دو چندان پیدا کند، که در کشور دچار معضلات گوناگون نباشیم. جمع آوری کمک های مردمی و شایعاتی از کسر حقوق کارمندان و بازنشستگان برای کمک احتمالا غیر نظامی به غزه، نتیجه ای به همراه ندارد جز بد بین شدن جامعه نسبت به واقعه ی رخ داده ونسبت به حسن نیت مسئولین ذی ربط.

هم زمان با کشتار غزه، شیراز هم شاهد صحنه های خشونت بار، اما در سکوت و تاریکی است. دانشجویان دانشگاه شیراز که در برنامه های گوناگونی در نیم سال آموزشی جاری، خبر ساز شده بودند، این بار نه به دلیل انتقاد که به دلیل انتقام گیری دستگاه اطلاعاتی از عمل کرد آن ها، خبرساز شده اند.

طبق روال هر دوره به نظر می رسید که با نزدیک شدن زمان انتخابات و با توجه به این که امسال بحث و رقابت انتخاباتی بسیار زودتر از دوره های گذشته آغاز شده است، فضای انتقادی-سیاسی بازتری را شاهد باشیم. اما بعد از مراسم بزرگداشت روز دانشجو که در بیش تر دانشگاه های کشور به شکل گسترده ای برگزار شد، برخورد همه جانبه با دانشجویان و فعالین صنفی و سیاسی نیز شدت گرفت. در این بین دانشگاه شیراز به دلیل انتقاد های پیشین در جلساتی مانند جلسه پرسش پاسخ لاریجانی، ریاست مجلس شورای اسلامی، پایگاهی شد برای تخلیه کینه سیستم امنیتی نسبت به جنبش پویای دانشجویی و فعالین صنفی و سیاسی درون دانشگاه.

این برخورد ها، با نزدیک شدن زمان امتحانات و احضار گسترده 37 نفر و 28 ترم تعلیق برای 18 نفر از دانشجویان آغاز شد. و سپس احضار و بازداشت گسترده فعالین دانشجویی این دانشگاه توسط اطلاعات شهر شیراز، باعث وخیم تر شدن اوضاع و افزایش تشنج در بین دانشجویان شد.

آزادی چهار تن از دانشجویان به قید وثیقه نقاط امیدواری از اتمام برخوردها نشان داد، اما متعاقب آن بازداشت عده ی دیگری از دانشجویان و تهدید و فشار بر دیگر احضار شدگان، روش جدیدی را نشان می دهد که سازمان های امنیتی و اطلاعاتی سعی در فشار بر دانشجویان دارند. شاید در این دوره و در خلاف روال سابق، سعی بر این باشد تا با ساکت کردن صداهای منتقد و مهم ترین صدای منتقد یعنی دانشگاه، فعالیت این مجموعه پویا و خارج از دایره قدرت را به حداقل رسانده تا بتوانند اهداف خود را در انتخابات بدون سد و صدای مخالف به انجام برسانند.

این به سکوت کشاندن دانشگاه، همراه شده است با وقایع خونین غزه، که دولت مردان از این حربه استفاده می کنند که هر چه بیشتر و در پس پاراپاگاندی بازی دولت و رسانه های دولتی برای تصویر مسائل برون مرزی و به طور ویژه جنگ غزه، دست خود را باز ببینند و سرکوب همه جانبه خود را هر چه تمام تر به اجرا بگذارند.

اما این سرکوب ها همانطور که در زمان های گذشته نیز نشان داده است نمی تواند عاملی باشد که دانشگاه را به سکوت در برابر امر مهمی مانند انتخاب مدیر اجرایی کشور بکشاند و تنها بر کارنامه دولت در این چهار سال، لکه سیاه دیگری می نشاند که به دلیل نزدیکی با انتخابات به راحتی مسائل دیگر قابل دفاع و پوشاندن نیست.

 

Read more...

تحصیل،حقی برای همه نیست

۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

در روز جهانی کودک، نکته قابل توجه و تاملی در جشن هایی که به مناسبت این روز در مدارس، مهدکودک ها و حتی ارگان های دولتی دیده می شد، شعاری بود بر گرفته از بیانیه جهانی حقوق بشر که در آن بر حق تحصیل تمامی اقشار، به دور از تفاوت های رنگی، نژادی، اعتقادی و ... اشاره می کرد.

اما از زمان روی کار آمدن دولت مهرورز، و به ویژه از ابتدای سال تحصیلی 1385، این حق اولیه افراد به صورت گسترده نادیده گرفته شد، و با عنوان دلایل مختلف مانند، عدم صلاحیت عمومی، ستاره دار کردن دانش جویان در کنکور مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری، احکام سنگین کمیته های انضباطی، جلوگیری از ثبت نام اقلیت های دینی و مذهبی و ... این حق اولیه از بسیاری از دانش جویان این کشور گرفته شد و در سال جاری با اجرای گسترده تر طرح هایی مانند بومی سازی، تفکیک جنسیتی و ... بسیاری دیگر از دانش آموزان و دانش جویان این کشور را به طور کامل و یا به طور نسبی از تحصیل باز داشت.

از سال 85 و با شروع کار دولت نهم، بسیاری از دانش جویان مقطع کارشناسی از تحصیل در مقاطع بالاتر به دلیل فعالیت های صنفی، سیاسی و حقوق بشری خود بازماندند و هر سال با عناوین گوناگون از قبیل ستاره دار شدن، عدم احراز صلاحیت عمومی و ... از ثبت نام آن ها در دانشگاه ها جلوگیری شد. اما با جدی تر شدن این طرح و با شدت گرفتن برخورد دولت نهم با هرنوع صدای مخالف به ویژه در دانشگاه ها، با صدور احکام گوناگون انضباطی از سوی مسئولین منتصب دولت، بسیاری دیگر از دانشجویان به صورت موقت از تحصیل بازماندند.

بر اساس بند 26 بیانیه جهانی حقوق بشر، هر شخص با هر عقیده و با هر رنگ، نژادو زبان حق تحصیل دارد. در این بند متذکر می شود که آموزش و پرورش، و دست كم آموزش ابتدايي و پايه، بايد رايگان باشد و آموزش ابتدايي اجباري است. و در ادامه بیان می دارد که دست يابي به آموزش عالي بايد با تساوي كامل براي همه امكان پذير باشد تا هركس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.

اما با اجرای طرح بومی گزینی و تفکیک جنسیتی که به صورت گسترده در کنکور سال 87 اجرا شد، بسیاری از استعدادهای کشور تنها به واسطه دوری از دانشگاه های معتبر کشور نتوانستند در این دانشگاه ها راه یابند و دولت نیز در جواب اعتراض این جمعیت کثیر، با استفاده از قدرت خبر رسانی خبرگزاری ها و نشریات دولتی، اعم از روزنامه، رادیو و تلوزیون سعی در دیگرگون جلوه دادن این مساله کرد و بسیاری از مردم که از این واقعیت به دور هستند و دسترسی به رسانه های آزاد و به خصوص اینترنت ندارد، تنها بر اساس دروغ پراکنی های رسانه ها، این عده از قشر فرهیخته کشور را همانند اراذل و اوباش فرض کرده و حق را دیگر بار به دولت دادند و دولت مردان نیز با سیاه نمایی و تزویر، عامه مردم را فریب داده و به سمت خود کشیده اند.

در بخش دوم بند 26 بیانیه جهانی حقوق بشر، به قسمتی دیگر از حقوق اولیه انسان ها در زمینه آموزش اشاره شده است، در این بند آمده است:

هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايي همه جانبهء شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزاديهاي اساسي باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيري و دوستي ميان تمام ملتها و تمام گروههاي نژادي يا ديني و نيز به گسترش فعاليتهاي ملل متحد در راه حفظ صلح ياري رساند.

اما عناوینی مانند اسلامی کردن دانشگاه ها و جلوگیری از ورود اقلیت های مذهبی و دینی و به ویژه بهاییان به دانشگاه، حق تحصیل آزاد را از بسیاری از هم وطنان ما می گیرد و حضور دین و مذهب را نه تنها در دولت که در فضای آزادی مانند دانشگاه نیز می توانیم مشاهده کنیم.

این نادیده انگاری از حقوق اولیه انسانی و به ویژه حق تحصیل نه تنها به بدنه جامعه بلکه به بدنه قدرت نیز آسیب می رساند، زیرا زمانی دولتی می تواند بر پایه دموکراسی بنا شود، که مردم آن جامعه به حداقلی از درک اجتماعی رسیده باشند و بتوانند تفاوت های علمی میان واقعیات را تمییز دهند. اما در صورتی که جامعه از این حق اولیه محروم شود، قدرت نه تنها از سیستم دموکراسی و آزادی خواهی دور می شود بلکه به سمت استبداد نهان پیش می رود که در آن زمان آگاه سازی جامعه کاری بسیار دشوارتر از امروز خواهد بود.

اما در این بین نقش دانشگاه و دانش جو، از دیگر اقشار جامعه بیشتر حس می شود، دانش جو که به عنوان ذهن آگاه و بیدار جامعه و دیده بان حقوق مدنی در جامعه است و می تواند به صورت علمی به تشریح مسایل بپردازد، باید با درنظر گرفتن تمام جنبه های این واقعه شوم که در حال رخ دادن است با استفاده از روش های مسالمت آمیز مقابله کن

 

Read more...

بازنگری وقایع دانشگاه زنجان

۱۳۸۷ آبان ۱, چهارشنبه

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می کنند

دلایل زیادی برای مطرح کردن دوباره فاجعه زنجان وجود دارد، هر چند که سعی شد، پس از اطمینان از پیگیری قضایی عمل قبیح معاون دانشجویی دانشگاه، این ننگ را بیش از پیش آشکار نکنیم. اما می بینیم که با گذشت زمانی کوتاه از پایان تحصن، موج برخوردها با این حرکت، باعث شد، بار دیگر، واقعه یا بهتر است همان بگوییم، فاجعه بر سر زبان ها بیافتد. اما اینکه تا کی مسئولین امر می خواهند برای عوض کردن سمت و سوی جریان و دیگر گون نشان دادن مسائل پاسخ گو نباشند، جواب مشخصی ندارد شاید تا زمانی که افراد صاحب منسب را نتوان برپای میز قضاوت عادلانه نشاند، ادامه خواهد داشت و شاید از این روست که سخنان ضد و نقیض هیچ مسئولی مورد بازخواست قرار نمی گیرد و اکنون که تنها دو ماه از آن فاجعه می گذرد، هر کس بر اساس تحلیل های شخصی، سخنان خود را تغییر می دهد بدون ترس از اینکه زمانی مورد سوال قرار گیرد.

در این میان، سخنان ضد و نقیض، دکتر نداف، ریاست دانشگاه زنجان، گل محمدی، دادستان شهر زنجان، فیوجی، مدیر روابط عمومی دانشگاه زنجان و همینطور دکتر زاهدی، وزیر علوم هر روز در رسانه ها پخش می شود و هیچ کس جرات نمی کند که دلیل تغییر نظر آن ها را بپرسد و حتا امروز که به طور محرز پرونده سازی و سناریو سازی در رابطه با دانشگاه زنجان را آغاز کرده اند، هیچ مسئولی زبان به سخن نمی گشاید مگر به صورت سریالی، مصاحبه هایی انجام می دهند که اگر هماهنگ شده نباشد، بدون زمینه فکری هم نیست. و این مطلب را زمانی می توان بهتر متوجه شد که این مصاحبه ها، بیانیه ها و نظرات را بر اساس تاریخ در کنار یکدیگر قرار دهیم. اما باید سوال کرد که حذف اساتید دگر اندیش به بهانه های مختلف و بیان اینکه باید به جای این استادان، اساتیدی متعهد در دانشگاه ها تدریس کنند، نتیجه ای جز انتصابی شدن مسئولین دارد. شاید از همین روست که هیچ کس، نمی خواهد در دفاع از همفکر و همراه خود عقب بنشیند و این گونه فساد ها را بپذیرد.

اما برای روشن تر شدن مسائل، مصاحبه ها، بیانیه ها و اخبار مرتبط با دانشگاه زنجان که نشان دهنده موضع افراد ذکر شده در مورد این حرکت است را بر اساس تاریخ گرد آورده ام:

- شروع تحصن، 25/3/87

- شروع سناریو سازی و ارتباط دادن تحصن دانشگاه زنجان با عوامل خارجی توسط نشریات و خبرگزاری های حامی دولت از جمله، روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس

- بیانیه بیسج دانشجویی مبنی بر اعلام فساد اخلاقی دکتر مددی به رئیس دانشگاه، روزنامه موج بیداری زنجان

- عذر خواهی رسمی دکتر نداف ریاست دانشگاه زنجان: “از خدا و شما دانشجویان عذر می‌خواهم و امیدوار هستم که با حمایت شما و حمایت همه اقشار دانشگاه مانع از تکرار اینگونه اتفاقات شویم.” ، 28/3/87

عذر خواهی رسمی دکتر نداف از دانشجویان، به معنی پذیرش گناه کاری معاون وی است

- امضا قطعنامه پایانی تحصن، میان نماینده دانشجویان و دکتر نصیری نماینده شهر زنجان، 28/3/87

یکی از بندهای قطع نامه پایانی، عدم برخورد با متحصنین، چه به صورت انضباطی و چه به صورت قضایی بود.

- پایان تحصن، شامگاه 28/3/87

با پایان تحصن، موضع گیری مسئولین آغاز شد و برخورد با واقعه زنجان در فاز جدیدی قرار گرفت

- وزیر علوم:فیلم واقع زنجان، غیر شرعی و اشاعه فحشا بود! و تهدید به بازداشت دانشجویان و برخورد با آنان، ایسنا، 29/3/87

- دادستان زنجان ارتباط ناصحيح عاملان حادثه دانشگاه زنجان را محرز اعلام كرد، خبرگزاری فارس، تاریخ 30/3/87

- دیدار دانشجویان دانشگاه زنجان با آیت الله بیات زنجانی و اعلام حمایت ایشان از حرکت دانشجویان، آیت الله بیات زنجانی: "عمل خلاف معاون دانشگاه در محیط دانشگاه مانند عمل خلاف یک روحانی در مسجد است، من نمی توانم با خودم بگویم سهوی اتفاق افتاده، خطای این فرد یا افرادی در این سطح اگر هم سهواً انجام شده باشد، درحکم عمد است و باید بصورت عمد با وی برخورد شود. پرده پوشی کردن و گذشتن از کنار مسائل اینچنینی، تجاوز به حریم امت و ملت است و این را هیچ کسی نخواهد پذیرفت." 6/4/87

- پایان امتحانات دانشجویان و تعطیلی کامل دانشگاه و خروج کامل دانشجویان از خوابگاه ها دانشگاه، 11/4/87

- وزیر علوم در 11 تیر ماه در جمع خبرنگاران عنوان کرد: ممکن است کل داستان دسیسه باشد

بیانات وزیر علوم بعد از پایان امتحانات دانشجویان و خروج دانشجویان از دانشگاه، فاز جدید برخوردها را نوید داد

- بازداشت پیام شکیبا، آرش رایجی، حسن جنیدی، 18/4/87

- ادعای جاری شدن صیغه محرمیت میان دانشجوی قربانی حادثه و دکتر ممدی توسط گل محمدی، دادستان زنجان، ایسنا، 7/5/87

- بازداشت بهرام واحدی، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان در شهر تبریز و در منزل پدری ایشان، 16/5/87

- اعلام آزادی دکتر مددی توسط دادستان زنجان و همچنین اعلام احتمال بازداشت سایر دانشجویان، ایسنا، 17/5/87

- بازداشت سورنا هاشمی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان، 22/5/87

- جمال انصاري، رئيس كل دادگستري استان زنجان، با مقصرين و مسببين اتفاقات دانشگاه زنجان برخورد خواهد شد. ایسنا، 22/5/87

- اعلام رای هيأت بدوي انتظامي رسيدگي به تخلفات اساتيد دانشگاه توسط فیوجی، مدیر روابط عمومی دانشگاه زنجان، مبنی بر اخراج دکتر مددی از دانشگاه زنجان ، ایسنا، 23/5/87

- فیوجی: بر اساس اظهار نظر دادستان زنجان ،‌معاون سابق دانشجويي اين دانشگاه ، عمل خلاف شرعي مرتكب نشده اما عمل خلاف شأن و منزلت مقام استادي و جايگاه معاونت دانشجويي و فرهنگي صورت پذيرفته است. ایسنا، 23/5/87

- فیوجی: با تعداي انگشت شمار از دانشجويان كه اقدام به طراحي و اجراي سناريوي حوادث اخير با همكاري افرادي از بيرون دانشگاه نموده اند ، صرف نظر از حضور يا عدم حضور در تحصن ، شديداً برخورد خواهد شد ، چرا كه آنها آبروي دانشگاه ، استان و كشور را به بازي گرفته و آب به آسياب دشمنان انقلاب ريخته و به نوعي اشاعه فحشاء نموده اند. طراحان سناريوي حوادث اخير دانشگاه زنجان در راستاي نيات خود به دختر دانشجوي اين حادثه ، اطمينان داده بودند كه فيلم تهيه شده در اختيار رياست دانشگاه قرار خواهد گرفت ، در حالي كه اين فيلم سر از سايت ها و رسانه هاي خارجي در آورد و از اين طريق آبروي دانشجويان و اساتيد به بازي گرفته شد. همچنین رئیس دانشگاه هیچ ایسنا، 23/5/87

بر اساس این روند احتمال ادامه بازداشت ها وجود دارد که بر همین اساس باید راه کار های مناسبی برای برخورد با این بازداشت های امنیتی ترتیب داده شود. زیرا آزاد کردن دکتر مددی و شکایت وی و همسرش از دانشجویان دانشگاه زنجان، نشان دهنده ی تبره او از اتهامات وارده است. اما آنقدر مدارک در این باره مستند است که سعی می کنند با جا به جا کردن جای متهم و شاکی این پرونده را به نفع معاون انتصابی دانشگاه تمام کرده و راه را برای فشار هر چه بیشتر بر دانشجویان باز کنند تا مبادا گزندی به دیگر مسئولین انتصابی درسایر دانشگاه های کشور وارد شود.

 

Read more...

جنبش دانشجویی یا واکنش دانشجویی

۱۳۸۷ مهر ۱۴, یکشنبه

سوالی که باید در این باره زمانی به آن اندیشید این است که آیا می توان عنوان "جنبش دانشجویی" را بر فعالیت های اخیر دانشجویی نهاد یا نه؟

شاید در ابتدا این سوال کمی کوته فکرانه به نظر رسد اما زمانی که به بطن موضوع بیاندیشیم، می بینیم که سوالی است که باید بسیاری پیش تر مطرح می کردیم و شاید لازم بود که حد و مرز فعالیت های دانشجویی را مشخص کرد که هر نوع فعالیت و عکس العملی در دانشگاه جنبش دانشجویی تلقی نشود. جنبش دانشجویی را شاید بتوان عنوان فعالیت های دانشجویی پیرامون مسائل، سیاسی، اجتماعی، مدنی، فرهنگی و حقوق بشری دانست، که البته در ایران باید بعد سیاسی آن به دلیل مشکلات سیاسی که گریبان گیر کشور است بیشتر توجه کرد.

اما فعالیت های اخیر دانشجویان، به خصوص دو تحصن از سه تحصن بزرگ سال جاری که در دانشگاه های سهند تبریز و زنجان، انجام شد را نمی توان در زمره جنبش دانشجویی گنجاند. زیرا این تحرکات، هر چند دانشجویی بود، اما در واکنش نسبت به توهین و زیر سوال بردن هویت انسانی دانشجویان مطرح شد، نه برای پیش برد سطح فرهنگی، سیاسی جامعه. به همین دلیل هر چند این فعالیت های دانشجویی را بتوان از بزرگترین و کارامد ترین تحرکات دانشجویان در سال های اخیر دانست اما نباید این نوع تحرکات جایگزین واقعیت جنبش دانشجویی شوند. . البته این گونه برداشت نشود که این نوع حرکت ها، هیچ نوع کمکی به جنبش دانشجویی نمی کند و یا باعث عقب رفت این جنبش می شود. این تحرکات، می توانند زمینه ساز ذهنی و تمرین عملی برای دانشجویان باشند، تا بتوانند جنبش دانشجویی را اصولی تر و پویا تر پیش ببرند.

در ایران، به دلیل بسته بودن فضای سیاسی و نا آگاهی جامعه و عدم وجود رسانه های آزاد و از همه مهم تر، مشکلات اقتصادی، تنها واحدی که می تواند به عنوان یک واحد پویا و فعال در زمینه سیاسی فعالیت کند و آگاهی رسانی اصولی و علمی انجام دهد، دانشگاه است. زیرا همین دانشجویان، فردا در جامعه قدم می گذارند و جامعه را می سازند و از این روست که اگر به جنبش دانشجویی به عنوان زیر ساخت تمام فعالیت های سیاسی جامعه نگاه شود، نه تنها دور از واقعیت و بزرگ بینانه نیست، بلکه می توان پنداشت واقع بینانه به موضوع نگاه شده است. شاید از همین روست که سعی شده است با فشار بر دانشجویان در زمینه های گوناگون، مانند مشکلات صنفی از حرکت دانشجویان به سمت آگاه سازی سیاسی و اجتماعی جلوگیری شود تا به این طریق، هر چند مقطعی و کوتاه، ذهن این قشر نیز معطوف به مسائل روزمره شود.

اما تاریخ اثبات کرده است، که جریان های رونده مانند دانشگاه، هرگز در چنین شرایطی سکوت نخواهد کرد و بسیار سریع تر از هر بخش دیگر جامعه از روزمرگی دوری می جویند. یکی از دلایل آن وجود دانشجویان با افکار، اهداف و آرمان های گوناگون است که زمانی که در تعامل با یکدیگر قرار می گیرند، باعث شکسته شدن مرزهای فکری شخصی می شود و افکار از سطح شخصی عبور کرده و به دغدغه های اجتماعی می رسد. البته این مسئولیت سنگینیست که بر دوش جنبش دانشجویی گذارده شده است، زیرا عامه ی جامعه نیز با تکیه بر دانشگاه و دانشجو به عنوان قشر فرهیخته جامعه حرکت می کنند و هر حرکت غلط در این جنبش می تواند باعث بدبین شدن افراد شود که نتایج سوء آن، نیاز به زمان و پروسه ای بسیار طولانی دارد.

از سوی دیگر در حکومت های تمامیت خواه، که حزبی واقعی وجود ندارد، این فشار بر جنبش دانشجویی دو چندان می شود. زیرا تنها گروه باقیمانده که می توانند به واسطه چتر حمایتی جامعه دانشگاهی کم هزینه ترین حرکت ها را انجام دهند همین دانشجو است و همانطور که در چند سال اخیر نیز شاهد بودیم، کم هزینه ترین فعالیت های سیاسی در کشور(به جز مواردی بسیار محدود) و در عین حال تاثیر گذارترین آن ها را دانشگاه انجام داده است که تاثیر آن را می توان در تار و پود جامعه دید. دلیل دیگر تاثیر گذاری جنبش دانشجویی، عدم پیروی از ایدئولوژی و یا روندی خاص است، به همین دلیل اکثریت جامعه پذیرای این تحرکات هستند، اما تحرکاتی که با ایدوئولوژی های خاص انجام می گیرد، در جامعه گاهی بیش از موافقان خود مخالفانی دارد و هر چند آن حرکت ها بسیار عظیم تر و پر هزینه تر از فعالیت های دانشجویی باشد، با این حال تاثیر بسیار کمتری در اقشار گوناگون می گذارد.

اما اکنون می توان به واسطه همین تحرکات، آگاه سازی در سطح دانشگاه را بالا برد، این آگاه سازی با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری، بیشتر نمو پیدا می کند و می توان شاهد تصمیم گیری های عاقلانه تری در سطح جامعه برای بررسی انتخابات شاهد بود.

 

Read more...

  © Free Blogger Templates Columnus by Ourblogtemplates.com 2008

Back to TOP